مهاجرت يهوديان , وضعيت گذشته و حال
مهاجرت يهوديان , وضعيت گذشته و حال
سياسي
|
صـهيونيستها براى مهاجران يهودى به فلسطين , از واژه (اوليم ) به مـعـنـاى صعودكنندگان به سرزمين هاى اشغالى اسرائيل استفاده مى كنند. بسيارى از يهوديان بر اين باورند كه اين مهاجرت از فرامين خـداونـد اسـت و بـايـد بـدان عـمل كرد. به همين دليل , مهاجرت يهوديان به فلسطين به يكى از پايه هاى اصلى پيدايش اسرائيل و يكى از عناصر تضمين كننده بقاى آن تبديل شد. از زمان صدور اعلاميه بالفور در 1917, تعداد زيادى از يهوديان وارد سـرزمين فلسطين شدند. در دوره قيمومت بريتانيا بر فلسطين نيز تـعـداد زيـادى از يـهـوديان به سرزمين فلسطين مهاجرت كردند. رهـبـران جنبش صهيونيستى نيز مجدانه كوشيدندتعداد مهاجران يـهـودى را افـزايـش دهـنـد. آنـهـا بـر ايـن بـاور بـودند كه ادامه بـرنـامـه مـهـاجرت يهوديان از وظايف اصلى دولت بوده و مى تواند موجوديت دولت اسرائيل را توجيه كند. روند مهاجرت يهوديان رونـد مـهـاجـرت يهوديان به فلسطين , بر حسب تحولات سياسى , نظامى , اجتماعى واقتصادى دوره مهاجرت , دستخوش نوسان بوده است . مهاجرت نخستين (1880 ـ 1897) تـشكيل اولين گروه مهاجر يهودى , در پى ترور الكساندر دوم , تزار روس (1880)صـورت گرفت . بخش اعظم اين مهاجران را يهوديان روسـيـه و اروپاى شرقى تشكيل مى دادند. آنان بر اثر ترور تزار مورد آزار و اذيـت قـرار گـرفته بودند. مهاجرت اين گروه در دو مرحله صورت گرفت : الـف ـ از 1880 تا 1897, در اين مرحله گروهى كه خود را "عاشقان صـهـيـون "مى ناميدند به حدود 3200 هكتار از زمينهاى كشاورزى (ريشون صهيون ) و(جديرا) دست يافتند. ب ـ از 1897 تـا 1903, ايـن مـرحـلـه بـا ظـهـور جـنـبش سياسى صـهيونيسم , پس ازانتشار كتاب هرتزل تحت عنوان دولت يهود در 1896, هـمـزمان بود. تا 1903, 5كنگره صهيونيستى تشكيل شد كه در نـهـايـت به تشكيل (شركت آبادانى يهوديان )در 1902 و (شركت انگلستان و فلسطين ) در 1903 انجاميد. آمـار كلى مهاجران , در مهاجرت نخستين به رقمى حدود 25 هزار نفر رسيد كه بخش اعظم آنان از خانواده هاى كم درآمد رومانيايى و روسى بودند. مهاجرت دوم (1904 ـ 1918) ايـن مـرحـلـه را مـى تـوان از مراحل پرتنشى دانست كه مستقيم يا غـيـرمـسـتـقـيـم سـمـت وسـوى رويـدادها را به سود طرحهاى صـهـيونيستى در فلسطين سوق داد. در اين بين ودر 1908, اعراب بـدون تـوجـه بـه طرحهاى صهيونيسم در فلسطين كه باتاءسيس (دفـتـرفلسطين ) به رياست (ارتور رابين ) در 1909 ابعاد عملى ترى بـخـود گـرفـت , به مقابله با سلطه امپراتورى عثمانى پرداختند. با تـاءسـيـس دفـتـر فلسطين , در واقع هسته اوليه طرحهاى نظامى يهوديان در فلسطين پديد آمد. در ايـن مرحله , جنبش صهيونيستى با نظارت دقيق بر روند اسكان يـهـوديـان , پـديده كشاورزى گروهى را راه اندازى كرد تا از يكسو, مهاجران يهودى بيش از پيش تحت مراقبت صهيونيست ها درآيند و از سـوى ديـگر امكان بيرون راندن اعراب اززمينهاى خود و انتقال مالكيت زمينها به صهيونيست ها فراهم شود. بـرپـايـه آمار صهيونيست ها, تا پايان مرحله دوم , 85 هزار مهاجر در فلسطين اسكان يافتند. همچنين زمينهاى تحت مالكيت يهوديان به 418 هـزار دونـام بـالـغ گـرديد كه در آن حدود 44 تعاونى كشاورزى تشكيل شد. مهاجرت سوم (1919 ـ 1923) مرحله سوم مهاجرت يهوديان به فلسطين با وقوع انقلاب روسيه كه بـا قـتـل عـام يهوديان در اوكراين و سپس در لهستان و مجارستان همراه بود و نيز با گنجاندن اعلاميه بالفور در سند قيمومت بريتانيا بر فلسطين همزمان بود. در ماده ششم قيمومت بريتانيا بر فلسطين تصريح شده بود كه دولت بريتانيا متعهد مى گردد شرايطمهاجرت يـهـوديـان را بـه فـلسطين تسهيل كرده , با همكارى آژانس يهود, اسكان آنهارا در زمينهاى دولتى و غير دولتى ترغيب كند. همچنين ماده ششم اين منشور برضرورت ايجاد تسهيلات لازم جهت اعطاى شناسنامه فلسطينى به يهوديان مهاجر,تاءكيد مى كند. مـهـاجـران يـهـودى در ايـن مـرحله نقش عمده اى در زمينه هاى اقتصادى و اجتماعى فلسطين ايفا كردند. علاوه بر ايفاى نقش مهم در چـارچـوب شـهـركـهـاى شـبـه نـظامى (كيبوس ), به تاءسيس هستادروت (اتحاديه كارگرى ) و ديگر سازمانهاى كارگرى مبادرت كردند. مهاجرت چهارم (1924 ـ 1932) در مـرحله چهارم مهاجرت , تعداد زيادى از يهوديان وارد فلسطين شـدنـد. ايـن مهاجرت , بويژه پس از صدور قوانين مربوط به محدود شـدن مـهـاجـرت به آمريكا,در 1924, افزايش يافت . در اين مرحله , حدود 94 هزار يهودى از طبقه متوسط به فلسطين مهاجرت كردند. مهاجران اين مرحله با سرمايه خود طرحهاى كوچك را به مورد اجرا گذاشتند. در پـايـان ايـن مـرحـلـه از مـهـاجرت , حدود 175 هزار يهودى در فـلـسـطـيـن سـاكـن بودند كه تعداد سكونت 136 هزار تن از آنان درمـجـتـمـعـهـاى مسكونى شهرى و باقيمانده آنان در شهركهاى روسـتـايـى سـكـونـت داشـتـنـد هـمـچـنـيـن در ايـن مرحله از مـهاجرت ,يهوديان بر زمينها تسلط يافتند, به گونه اى كه در زمان صـدور فـرمـان مـربـوط بـه تـجـزيه فلسطين 000/425/1 دونام از زمـيـنـهـاى فـلـسطين در دست يهوديان افتاده بودالبته (يوسف واتـيـس ) تـصـريـح مـى كـند كه مساحت زمين يهوديان در زمان صدورفرمان تجزيه به 000/820/1 دونام بالغ مى شد. مهاجرت پنجم (1933 ـ 1939) مـرحـلـه پنجم مهاجرت يهوديان با انتقال 350 مهاجر لهستانى به وسـيـلـه كـشـتى (ويلوس ) به فلسطين شروع شد. بدين ترتيب , از 1930, متوسط مهاجرت يهوديان به فلسطين رو به افزايش نهاد. اين افـزايـش بـا شـروع قـدرت يـافـتن حزب نازى درآلمان و موفقيت (هيتلر) در دستيابى به قدرت , در 1930, همزمان بود. همچنين تلاشهاى رهبرى صهيونيسم در بين يهوديان و تحت فشار قـرار دادن آنـهـاتـوسط حزب نازى و تسهيلات دولت بريتانيا براى نـشـان دادن حـسـن نيت در برابريهوديان (1930), همه در افزايش مهاجرت دخالت داشت . جنبش صهيونيستى در اين مرحله از مهاجرت , سازماندهى جوانان و نـوجـوانـان راتحت عنوان (هجرت جوانان ) آغاز كرد. حتى تعداد زيـادى از كـودكان يهودى نيزدر همين مرحله از اروپا به فلسطين مـنـتـقل شدند. جنبش صهيونيستى موفق شد از1933 تا مه 1948 حدود 30 هزار كودك يهودى را به فلسطين انتقال دهد. هـمـكارى رسمى بين جنبش صهيونيستى و نازى ها در همان سال كه يهوديان آلمان تحت فشار نازى ها قرار گرفته بودند, آغاز شد. در اول مـه 1933, مـذاكـرات شـركت صهيونيستى (هانوتايا) با وزارت اقتصاد آلمان براى صدور مركبات فلسطين به اين كشور شروع شد. ايـن مـذاكـرات در 12 اگـوسـت 1933 بـه امـضـاى قـراردادى مـنـتـهـى گـرديـد كه در تاريخ روابط صهيونيست ها با نازى ها به (مـوافـقـت نـامـه حمل و نقل دوجانبه ) معروف شد. به موجب اين مـوافـقـت نـامه , مهاجرت 6 هزار يهودى ثروتمند به فلسطين طى سالهاى 1933 تا 1939 امكان پذير شد. همچنين به دنبال امضاى اين مـوافـقـت نـامـه , حـدود 1/8 ميليون پوند فلسطين (000/419/ 40 دلار)سـرمـايه به صورت كالاى آلمانى وارد فلسطين شد كه بعدها در جـهـت اجـراى طرحهاى صهيونيستى در سرزمين فلسطين به مـصـرف رسيد. در اين مرحله ازمهاجرت , حدود 215 هزار نفر وارد فلسطين شدند كه بخش اعظم آنان از كشورهاى اروپايى بودند. مهاجرت ششم (1939 ـ 1948) فلسطين يكى از نقاطى بود كه بشدت تحت تاءثير پيامدهاى جنگ جـهانى دوم قرارگرفت , بويژه آنكه مهاجرت يهوديان با سياستهاى بـريـتـانـيـا در فلسطين , از ابتداى دوره قيمومت اين كشور در اين سرزمين , مرتبط بود. از طـريـق مـطـالـعـه آمار مى توان به اين نتيجه رسيد كه مقامات بريتانيايى همه تسهيلات لازم را در جهت تحقق خواسته هاى جنبش صـهـيونيستى در مورددرخواستهاى مهاجرت فراهم مى كردند. در ايـن مـورد بـايـد اشاره كرد كه در 14سپتامبر 1944, جلسه اى بين (اسـتـانـلى ) وزير مستعمرات بريتانيا و نمايندگان سازمان جهانى يـهـوديـان بـرگـزار شـد كـه در آن وى مـوافـقـت خـود را بـا درخـواسـت (مـوسى شارتوك ) رئيس دايره سياسى سازمان جهانى يـهـوديـان , مبنى بر تجديد نظردر تعداد مشخص شده يهوديان در كتاب سفيد اعلام كرد. اسـنـاد مـحرمانه دولت بريتانيا فاش كردند كه ناوگان بريتانيا كه طـبـق ادعاى مقامات اين كشور موظف بود از سواحل فلسطين در مـقـابل ورود غيرقانونى يهوديان حفاظت كند به كشتى هاى حامل مـهـاجـران غـيـرقانونى , كمك سوختى و غذايى مى كرد و آنها را به سـواحـل فـلـسـطـيـن هـدايـت مـى نـمـود تا به صورت نمايشى عمليات توقيف اين كشتى ها به مورد اجرا گذاشته شود. دولـت بـريتانيا, در تابستان 1943, به سفارت خود در تركيه دستور داد بـه (يـهـوديـانـى كـه از سرزمينهاى تحت اشغال نازى ها) فرار كـرده انـد, ويـزاى ورود بـه فـلـسـطين بدهد.آمريكا نيز در 1944, عـمـليات خروج يهوديان ساكن سرزمينهاى تحت اشغال نازى ها را شـروع و بـه هـمـيـن مـنـظور دفتر ويژه اى به نام (دفتر مهاجران جنگ )افتتاح نمود. در بـين سالهاى 1945 تا 1948 كه جنگ جهانى دوم در جريان بود حـدود 120 هـزارمـهاجر وارد فلسطين شدند و با پايان يافتن دوره قـيـمومت بريتانيا در فلسطين تعداديهوديان به 625 هزار نفر (يك سوم جمعيت فلسطين ) رسيد. مـهـاجـرت يـهوديان پس از تشكيل دولت اسرائيل (1948 ـ 1967) جنبش صهيونيستى با استفاده از شيوه هاى مختلف گامهاى بلندى در جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين برداشت كه از جمله مى توان به موارد زير اشاره كرد: الف ـ استفاده از وعده هاى وسوسه انگيز براى مهاجرت به فلسطين با استفاده ازشيوه هاى زير: 1ـ مـاءمور كردن كميته ها و برخى محافل صهيونيستى به تبليغات مداوم در آمريكا واروپا و استفاده از نويسندگان و روزنامه نگاران و هـنـرمندان و شخصيتهاى مذهبى در اين تبليغات براى قانع كردن يهوديان براى مهاجرت به فلسطين . 2ـ انتقال كودكان يتيم و وابستگان آنها به فلسطين . 3ـ تـشـويـق دانـشـجـويـان يـهـودى وغـيريهودى براى پيوستن به دانشگاههاى اسرائيل . 4ـ تـخـصـيـص فـعاليت نهادهاى مسئول سازماندهى مهاجرت به بـرنـامه هاى مربوط به تشويق جوانان 16 تا 20 ساله براى گذراندن دوره هاى چند ساله زبان عبرى درفلسطين . 5ـ عـقـد قـرارداد بـا نـظاميان يهودى در كشورهاى اروپايى براى اقامت درفلسطين . 6ـ تـشويق مسافرت به فلسطين و ترغيب مسافران به اقامت دائمى در ايـن سـرزمـيـن واعطاى تسهيلات فراوان از قبيل مسكن و وام بانكى . ب ـ تـوسل به روشهاى تروريستى , به كارگيرى اين شيوه ها باعث شـد تـا يـهـوديـان براى حفظ جان خود وادار به مهاجرت شوند اين محافل طى سالهاى 1950 ـ 1951,مراكز تجمع يهوديان ساكن عراق را با بمب منفجر كردند. براى مثال مى توان به مورد زير اشاره كرد: در چهارم ژانويه 1951, انفجار بمب در نزديكى كنيست يهوديان كه مـحـل تـجـمـع عـلاقه مندان به مهاجرت بود. در اين حادثه 22 تن مجروح و 2 نفر به هلاكت رسيدند. اين رويداد باعث شد كه حدود 90 هـزار تن از يهوديان عراق , از مجموع130 هزار تن يهودى ساكن اين كشور, براى مهاجرت به فلسطين ثبت نام كنند. مـسـاءلـه مـهـاجـرت يـهـوديـان بـه فـلـسـطين با تشكيل دولت اسـرائيل (1948) دچاردگرگونى شد. در مهاجرتهاى جديد, تعداد يـهـوديان مهاجر اروپايى كاهش يافت ودر مقابل , بر تعداد مهاجران يهودى ساكن آسيا و آفريقا و جهان عرب افزوده شد. در فـاصـلـه 1948 تا 1967, 739/255/1 تن از يهوديان به فلسطين مـهـاجـرت نـمـودنـدكـه53 درصـدازكل مهاجران سالهاى مزبور, رايهوديان شرقى تشكيل مى دادند. سـازمـان جهانى يهوديان و ديگر محافل صهيونيستى پس از تجاوز اسـرائيـل در 1967و اشـغـال كـرانـه غـربـى رود اردن , نوار غزه و بـلندى هاى جولان , قلمرو مهاجرت يهوديان را توسعه داده و تعداد زيـادى از مـراكـز جذب و استقبال مهاجران و رسيدگى به آنان را تـشـكـيـل دادنـد. هـدف صـهيونيست ها اين بود كه در پى اشغال سرزمينهاى جديد, اعراب را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. در فـاصله 1967 تا 1972, حدود 151 هزار مهاجر وارد فلسطين شد كـه 5/67 درصـداز رقـم مـهـاجـران را يـهـوديان اروپايى , تشكيل مى دادند. در واقع , تعداد يهوديان مهاجر شرقى در اين مرحله كاهش يافت كه مى توان گفت مهاجرت يهوديان ازجهان عرب به فلسطين قطع شد. در فاصله 1972 تا 1979, 268 هزار مهاجر يهودى وارد فلسطين شد كه از اين رقم يهوديان اروپايى 5/68 درصد (اكثريت 8/74 درصد از اتـحـاد جـمـاهـير شوروى بودند) و يهوديان رومانيايى 10 درصد را تـشـكـيـل مـى دادنـد در حالى كه يهوديان آمريكايى 8/16 درصد و يهوديان آرژانتينى 2/29 درصد تعداد مزبوربودند. موج مهاجرت (1980 ـ 1987) در سـالـهاى 1980 تا 1987, 107 هزار مهاجر يهودى وارد فلسطين شد كه يهوديان اروپايى 3/45 درصد از اين تعداد را تشكيل مى دادند. بـيـشـتـر يـهـوديـان اروپـايـى رايهوديان شوروى (1/30 درصد) و رومـانـى (1/24 درصـد) تـشـكـيل مى دادند همچنين5 /33 درصد مـهـاجـران ايـن دوره از اتـيـوپـى و 2/29 درصد آنان از كشورهاى مغرب عربى بودند. در ايـن مـرحـلـه از مـهـاجرت , تعداد مهاجران يهودى شوروى به گـونـه اى قـابـل تـوجه كاهش يافت , در حالى كه بزرگترين رقم يهوديان در كل اروپاى شرقى در شوروى زندگى مى كنند. مهاجرت يهوديان اتيوپى [فلاشا] مـهاجرت يهوديان اتيوپى از ماه نوامبر 1984 تا اوايل 1985 به طول انجاميد. اولين گروه از يهوديان اتيوپى متشكل از 15 جوان يهودى بين 11 تا 17 سـالـه در1955 وارد اسـرائيـل شـد. گروه دوم , در 1956 وارد اسرائيل شدند كه هدف آنهاگذراندن يك دوره آموزشى در اسرائيل بـود. در پـى سـقـوط (هـايـلاسـلاسى ) دراتيوپى و روى كار آمدن (مـنگيتسو هايلا ماريام )(1974), اسرائيل تبليغات گسترده اى را به منظور نجات يهوديان اتيوپى از دست حكومت جديد آغاز كرد. بـا روى كار آمدن ائتلاف (ليكود)(1977) اسرائيل فشارهاى خود را بـر حـكـومت (هايلاماريام ) افزايش داد.اين فشارها در 1981 ـ 1984 نـتـيـجه داد و بر اثر بحرانى شدن وضع سياسى و اقتصادى اتيوپى , هـفـت هـزار تن از يهوديان اين كشور طى عملياتى به نام (عمليات موسى ) به طور مخفيانه به اسرائيل منتقل شدند. سـرانـجـام تـعـداد اين مهاجران از 1955 تا مرحله شروع (عمليات سليمان )به حدودهفده هزار تن رسيد. سپس اوضاع سياسى و نـظامى اتيوپى بر اثر پيشروى قواى شورشى به سمت آديس آبابا تا آنـجـا بـحـرانـى شد كه (منگيتسو هايلا ماريام ) در 21مه 1992, به زيـمـبـابـوه پـناه برد. به محض فرا رسيدن رئيس جمهور از آديس آبابا(عمليات سليمان ) به اجرا درآمد. بـرپـايـه بـرخى اطلاعات مربوط به مهاجرت , از 1968 تا 1989, در مجموع حدود440 هزار يهودى وارد اسرائيل شدند. ديگر اطلاعات نيز حكايت از انتقال 550هزار مهاجر در همان فاصله را دارد. مهاجرت بزرگ يهوديان در 1989 در بيانيه دولت اسرائيل آمده است : (دولـت اسـرائيل درهاى مهاجرت يهوديان را خواهد گشود تا همه تبعيديان گردهم آيند. ملت يهود در سراسر جهان بايد خود را براى زنـدگـى در كـنـار هـمكيشان خود وكمك به آنها در مسئووليت مـهـاجرت و سازندگى آماده كند تا آرزوى هميشگى ,يعنى رهايى اسرائيل , تحقق يابد.) در پـى اعـلام سـيـاست پروستريكاى گورباچف , صهيونيست ها به تـلاش وسـيـعى دست زدند تا دولت شوروى را به پذيرش مهاجرت يـهـوديـان ايـن كشور وادارند. اسحاق شامير, نخست وزير اسرائيل , تحقق اين مهاجرت را بشارت داد و گفت : (اتـحـاد شـوروى پـيـش بينى مى كند كه صدها هزار يهودى طى سـالـهـاى آيـنـده ايـن كشور را ترك خواهند كرد. همچنين انتظار مـى رود كـه قـانـون جديدى مبنى بر خروج يهوديان شوروى بدون كسب مجوز قبلى تصويب شود.) شش ماه پس از سخنان اسحاق شامير, دولت شوروى مقدرات و قيد و بـنـدهـاى مـربوط به مهاجرت يهوديان اين كشور را لغو كرد. اين اقدام در پى مذاكرات طولانى بين مقامات اسرائيل و شوروى كه در سال 1985 شروع شد, صورت گرفت . در اوايـل ژانـويـه 1989 ملاقاتى بين شوارد نادزه وزير امور خارجه شـوروى و مـوشـه آرنـز درپاريس انجام شدكه شوارد نادزه درپى آن ازتـصميم دولت متبوع خود براى بالا بردن حجم حضور ديپلماتيك شوروى در تل آويو سخن به ميان آورد. امـتـناع مسكو از راءى دادن به قطعنامه تعليق عضويت اسرائيل در مـجـمـع عـمـومى سازمان ملل متحد در 17 اكتبر 1989, از جمله نـشـانـه هـاى بـهبود روابط بين شوروى واسرائيل شناخته شد. اين درحـالـى اسـت كـه مـذاكـرات شوروى و اسرائيل در زمينه رواب ط بازرگانى منجر به انعقاد چند موافقت نامه تجارى بين مسكو و تل آويـو شـده بـود. از ايـن رو, مـهـاجـرت يهوديان در اوايل 1990, به گونه اى متمركز شروع شد. طـبـق آمـار (مركز آمار اسرائيل ), تعداد مهاجران يهودى طى يك سال (از 30 فوريه1989 تا 20 سپتامبر 1990) به حدود 155 هزار تن رسيد كه 88 درصد آنان ازيهوديان شوروى بودند. اين بالاترين رقم مـهـاجران در فاصله زمانى يك سال اززمان مهاجرت دسته جمعى 1948 ـ 1951 به شمار مى رود. بر پايه اين اطلاعات جمعيت اسرائيل در 1990 بـه 000/755/4 نـفـر رسـيـد كـه 7/81 درصـد از ايـن جمعيت (000/842/3) يهودى بودند. اين آمار نشان مى دهد كه رشد جمعيت اسرائيل در1989, 6/1 درصد بوده است . در فاصله 1990 تا 1991, تعداد 360 هزار يهودى به اسرائيل مهاجرت كردند. از اين تعداد 200 هزار نفر در 1990 ـ يعنى سالى كه شاهد اوج گيرى بى نظير مهاجرت يهوديان شوروى بود ـ به اسرائيل مهاجرت كـردنـد. در بـررسـى جـزئيات اين مهاجرت عظيم اين نكته آشكار مـى شـود كـه 71 درصـد مهاجران بالاى سن 15 سال قرارداشتند. بـعـلاوه حـدود 25 درصـد از اين مهاجران تخصص داشته و 19 تن ازدانشمندان علوم اتمى شوروى نيز در شمار آنان بودند. اسـحـاق پرز, وزير مهاجران در دولت اسرائيل , اعلام كرد كه حدود 170 هـزار مهاجرجديد در 1991 وارد اسرائيل شدند كه از اين تعداد 145 هـزار تن از شوروى بودند كه اين تعداد در مقايسه با سال قبل , 23 درصد كاهش داشته است . رئيـس سازمان جهانى يهوديان در خصوص كاهش پيش بينى شده مـهـاجـران , دولت اسحاق شامير را مسؤول دانست . برخى آمارهاى رسمى اسرائيل نشان مى دهد كه تعداد مهاجران يهودى در 1992 به 145 هـزار تن رسيد در حالى كه پيش بينى هاى قبلى رقم 400 هزار مهاجر را نشان مى داد. اسـرائيل اميدوار بود كه مهاجران يهودى شوروى , جمعيت اسرائيل را در نـيـمـه دهـه90 , بـه ميزان يك پنجم افزايش دهند. اما در پى كاهش تعداد مهاجران به اسرائيل ,مقامات اسرائيلى يكديگر را متهم بـه عدم مبارزه با بيكارى نمودند كه دهها هزاريهودى علاقه مند به مهاجرت را به وحشت انداخته است . طبق آمار رسمى وزارت كار اسرائيل , تعداد بيكاران در نوامبر 1991 بـه حـدود 10هـزار نـفـر مـى رسـيد كه براى آنها اجازه استفاده از تسهيلات دوره بيكارى صادر شد.در پايان همان ماه تعداد بيكارانى كـه از تـسـهـيلات دوره بيكارى استفاده مى كردند به77 هزار نفر رسـيـد كـه در مـقـايـسـه با اكتبر همان سال (68 هزار نفر بيكار) افزايش حدود 5/15 درصد را نشان مى داد. خـانـم (دبـورالـيـتـسـون ) سخنگوى كانون صهيونيستى يهوديان شوروى ,مى گويد: يهوديان شوروى [سابق ] براى انتخاب مهاجرت , تحت فشار نيستند ... شيطان شناخته شده بهتر از شيطان ناشناس است . بـعلاوه عوامل متعددى بر روند مهاجرت يهوديان به اسرائيل تاءثير منفى گذاشت , ازجمله مى توان به موارد زير اشاره كرد: 1ـ اوضـاع داخـلى اسرائيل : بحران اقتصادى , بيكارى و ناسازگارى مـهاجران جديد با واقعيتهاى موجود, مهاجرت يهوديان شوروى در حالى آغاز شد كه مراكزجديد اقتصادى در اسرائيل در جذب نيروى كـارى بـيـشـتر ناتوان بودند. در واقع , نيمى از نيروى كار مهاجران جـديـد كـه تـعداد آنها به 400 هزار نفر مى رسد, موفق به يافتن كار نـشـده انـد. در نـتيجه بسيارى از علاقه مندان به مهاجرت تصميم گرفتند سفر خود رابه تعويق اندازند يا لغو كنند. 2ـ آمادگى كشورهاى غربى بويژه آمريكابراى جذب مهاجران يهودى . 3ـ عـامـل امـنـيـتـى : از جـمـلـه شـعارها و اهداف بزرگ جنبش صـهـيونيستى ايجاد(پناهگاه امن براى يهوديان ) بود و مى باشد كه بـرخلاف نظر (هرتزل ) كه معتقدبود با پيدايش دولت جديد (وطن امـن يـهوديان ) ايجاد خواهد شد, وطن امن پديدنيامد و هم اكنون اسـرائيـل از جـمـلـه مـنـاطقى است كه به دليل مناقشه اعراب و اسـرائيـل و نيز مبارزه پردامنه جنبش مقاومت فلسطين و انتفاضه فاقد امنيت مى باشد. آثار اقتصادى مهاجرت يهوديان در اسـرائيـل , مساله هزينه جذب يهوديان و تاءثير آن بر اقتصاد اين كشور, باكشمكش حادى مواجه است . مهاجرت يهوديان موجب شده كـه بـحـران اقـتصادى اسرائيل تشديد شود و اين در حالى است كه تخصيص بودجه كلان براى امور نظامى همچنان ادامه دارد. در اين چارچوب , نشانه هاى زير به چشم مى خورد: 1ـ تراكم كسرى موازنه بازرگانى و هزينه ها. 2ـ افزايش ركود اقتصادى 3ـ افـزايـش كـسـرى بودجه , كسرى بودجه اسرائيل از 2/3 درصد ناخالص ملى در1988 به بيش از 7 درصد, در 1991 رسيد اين باعث شـد كـه تورم مالى به گونه اى فزاينده تشديد شود به عنوان مثال , مى توان به افزايش تورم در 1991 به صورت زير اشاره كرد: درصدماه 2/1ژانويه 2/1مارس 2/2آوريل 9/1مه 0/2ژوئن 0/3ژوئيه 1/2اوت 6/1سپتامبر 4ـ بى ثباتى مالى و كاهش ارزش پول اسرائيل , متوسط كاهش ارزش برابرى (شيكل ) از زمان شروع مهاجرت وسيع مهاجران , در مقايسه بـا سـبـد ارزهاى خارجى وابسته به آن , به حدود 20 تا 25 درصد در سـال رسـيـد. در نتيجه نرخ بهره بانكى و بهاى اوراق بهادار بورس دچار تزلزل شديدى شد. اعتبارات 10 ميليارد دلارى آمريكا براى اسرائيل بـيـش از يـك سال كشمكش بين آمريكا از يك طرف و سازمانهاى يهودى واسرائيل از طرف ديگر در مورد اعتبارات 10 ميليارد دلارى كـه اسـرائيـل آن را بـراى اسـكـان مهاجران يهودى جديد از آمريكا خـواسـته بود, واشنگتن پس از پيروزى اسحاق رابين در انتخابات با اعطاى اين اعتبارات موافقت كرد. آمـريـكا از اوايل دهه 50 تاكنون , حدود 50 ميليارد دلار كمك مالى در اختياراسرائيل گذاشته كه 70 درصد آن به صورت بلاعوض و از مـحل (اموال دولتى )پرداخت شده است . همچنين آمريكا كمكهاى ديگرى از قبيل تسهيل فروش اوراق قرضه اسرائيل و ايجاد تسهيلات لازم براى جمع آورى كمك هاى مالى به اسرائيل در اختيار تل آويو قـرار داده است . براى مقايسه حجم كمكهاى مالى آمريكا به اسرائيل كـافـى اسـت به اين نكته اشاره كرد كه تل آويو حدود 30 درصد از كـل كـمـكهاى خارجى آمريكا را بخود اختصاص مى دهد. همچنين حـجم كمكهاى مالى آمريكا به اسرائيل طى سه سال مالى (1987 ـ 1989) مـعـادل مـجموع كمكهاى مالى آمريكا به اروپا, پس از جنگ جـهانى دوم , در چارچوب طرح مارشال بوده است .اوراق قرضه نيز يـكـى از مـنـابـع مـهـم ثبات در اقتصاد اسرائيل به شمار مى رود, زيـرامـيـلياردها دلار را به سازندگى و توسعه اقتصادى اختصاص داده اسـت . ارزش اين اوراق در فاصله سالهاى 1965 ـ 1985 بالغ بر 000/342/7 دلار آمريكا بوده است . مهاجرت يهوديان و ارتش اسرائيل صـهـيـونـيسم سياستهاى خود را از زمان ورود نخستين مهاجران يـهودى به اسرائيل (1907) تاكنون , بر پايه نظامى گرى و خشونت اسـتـوار كـرده است . اساس پيشرفت ارتش در مراحل گوناگون و تـقـويـت آن از طريق جذب نيروهاى تازه نفس , ارتباطتنگاتنگى با روند مهاجرت يهوديان دارد. اما با مطالعه گزارش سرگرد (موشه بـن من ), رئيس دايره آموزش سلوك در ارتش اسرائيل , اين نكته به چـشم مى خورد كه مهاجران جديد كه در چارچوب خدمت اجبارى زيـر پـرچـم بـه ارتـش ملحق مى شوند,به طور كلى از افسردگى , تشتت اعصاب , سهل انگارى , ناتوانى و بى انگيزگى رنج مى برند.آنها چـندان علاقه اى به انجام خدمت وظيفه از خود نشان نمى دهند و اگرعلاقه اى در بين باشد, فهم چگونگى ابراز آن دشوار است . تـحـقـيـق جـديـدتـر نشان مى دهد كه , از مجموع 50 تا 96 درصد مـهـاجران يهودى چندان علاقه اى به خدمت نظام وظيفه ندارند و انگيزه آنها براى انجام آن بسيار اندك است . علت اصلى اين است كه مـهـاجـران جديد از ارتباط موجود بين ارتش و مقوله امنيت از يك طـرف و امـنـيـت و زنـدگى آنها در اسرائيل از طرف ديگر, درك درسـتـى نـدارنـد. ايـن در حـالى است كه انجام خدمت وظيفه در اسـرائيـل به ميزان 82 درصد درتقويت دولت مؤثر است . در همين تحقيق , دو عامل اصلى براى ظهور اين وضعيت در نظر گرفته شده است : 1ـ مـشـكـلات شـخـصى مهاجران جديد از قبيل نياز به استقلال و كسب درآمد و تاءمين مسكن و كمك به خويشاوندان . 2ـ فقدان عوامل سازگارى با جامعه اسرائيل از قبيل زبان , پذيرش مـتـقـابـل و عـدم آشـنايى با ماهيت خدمت نظام وظيفه در ارتش اسرائيل .
|