fehrest page

back page

بخش دهم : راهپيمايى روز جهانى قدس از سال 58 - 65
اولين راهپيمايى روز جهانى قدس در تاريخ 26 مردادماه سال 1358 ه -. ش . در ايران و بعضى كشورهاى اسلامى برگزار شد. در تهران حدود سه ميليون و پانصد هزار نفر از مردم مسلمان در شدت گرما در حال روزه ، در راهپيمايى شركت كرده و در قطعنامه (ده ماده اى ) كه در پايان راهپيمايى صادر نمودند، خواستار محكوميت اسرائيل شدند.
به گزارش راديو كويت در (بيروت ) و (شهر كويت ) راهپيمايى عظيمى بدين مناسبت برگزار شده و (نهضت پايدارى فلسطين ) و (جنبش ترقى خواه لبنان ) در آن مراسم شركت نمودند و نيز وزير امور خارجه سوريه در حالى كه در راهپيمايى روز قدس تهران شركت داشت مردم دمشق در مراسم روز قدس شركت نمودند و در راهپيمايى خود قطع ايادى صهيونيسم ، آزادى قدس و همبستگى اسلامى را خواستار شدند. و همچنين نخست وزير وقت لبنان به نام (سليم الحص ) طى يك پيام راديويى دعوت رهبر انقلاب اسلامى جهت برگذارى روز جهانى قدس و لزوم هبستگى اسلامى را مورد ستايش و استقبال قرار داد و گفت : اكنون غاصبان قدس به جنوب لبنان رسيده اند.
در تاريخ 18 / مرداد سال 1359 ه -. ش . مراسم جهانى (روز قدس ) با همان حرارت و شور انقلابى در سراسر شهرهاى ايران برگزار شد و راهپيمايان در قطعنامه (سيزده ماده اى ) خود ضمن اعلام آمادگى در راه مبارزه با صهيونيسم ، اعلام كردند در كشورهاى اسلامى نظير (پاكستان )، (امارات عربى )، (لبنان )، (هند) و (بنگلادش ) مراسم مشابهى برپا شد.
در تاريخ 14 مرداد سال 1360 ه -. ش .، سومين مراسم باشكوه روز قدس ‍ برگزار شد، ولى از طرف عوامل مزدور صهيونيسم حركتهاى تروريستى عليه جمهورى اسلامى در داخل كشور افزايش يافت .
در تاريخ 24 مرداد سال 1361 ه -. ش .، راهپيمايى روز قدس مانند سالهاى پيش انجام شد؛ ولى امپرياليسم بين الملل كه با توسل به ارعاب و ترور در سال قبل به جايى نرسيده بود در آن سال سعى كرد با جعل اكاذيب در مورد ارتباط ايران با اسرائيل اعتبار اين روز را مخدوش نمايد. امّا، آنها از اين دسيسه به جايى نرسيدند زيرا اكثر كشورهاى اسلامى مراسم روز قدس را بزرگ شمرده و صهيونيسم بين الملل را محكوم نمودند. انقلابيون مسلمان در عراق نيز به جرم شركت در مراسم روز قدس در شهرهاى مقدس دستگير شدند. بنا به گزارش خبرگزاريهاى خارج ، در زندان هاى بغداد و بصره از كثرت جمعيت جا نبود و جمعى در اين روز به شهادت رسيدند. لذا تنها كشور عراق بود كه سكوتى سنگين و مرگ بار در آن حكومت مى كرد و زنجيرهاى صهيونيسم به پاى ملت عراق بسته و هيچكس حق نداشت براى نابودى صهيونيسم سخنى بگويد!
در تاريخ 30 تير سال 1362 ه -. ش .، با برگذارى مراسم روز قدس در سراسر كشورهاى اسلامى بالا خص ايران در كليه شهرستانها دشمن دست به نيرنگ ديگرى زد. يعنى 48 ساعت قبل از روز جمعه آخر رمضان با پول رژيم صهيونيستى عراق و عوامل آن هواپيماى 747 شركت هواپيمايى جمهورى اسلامى ايران (هما) كه در ساعت 57/16 دقيقه از دوبى حركت نموده بود با 390 نفر سرنشين ربوده شد و در ساعت 30/20 دقيقه در كويت به زمين نشست و پس از سوخت گيرى تروريستهاى هوايى آن را به پاريس بردند. دشمنان مراسم روز قدس دائره تبليغات هواپيماربايى را وسعت دادند كه تظاهرات ميليونى قدس در ايران و ساير كشورها از ياد برود؛ ولى در ايران و كشورهاى اسلامى طرفداران انقلاب اسلامى مراسم را به خوبى برگزار كردند و نيز در تاريخ 8 تير سال 1363 بار ديگر ملت رشيد ايران آماده مى شد تا مراسم روز قدس را با شكوهتر از پيش برگزار نمايد؛ امّا، استكبار جهانى نيرنگ سال 1362 را تكرار كرد. يعنى در پنجم تيرماه سه روز مانده به جمعه آخر ماه رمضان يك هواپيماى 727 جمهورى اسلامى ايران به شماره 415 كه از تهران عازم بوشهر بود ربوده شد، و آن را به (دوحه ) بردند و از آنجا به مصر. آنها بدين وسيله مى خواستند افكار مردم بى خبر را به خود مشغول كنند؛ امّا، على رغم تبليغات بيگانه ، مراسم باشكوه هرچه تمام تر در كشورهاى (لبنان )، (پاكستان )، (سوريه )، (لاگوس )، (هند)، (آرژانتين )، (سريلانكا)، (ليبى )، (بنگلادش )، (كوبا)، (طرابلس )، (استراليا)، (برزيل )، (هلند)، (اسپانيا)، و (امارات متحده عربى ) برگزار شد و طرفداران انقلاب اسلامى عليه صهيونيسم بين الملل سخنرانى و راهپيمايى كردند.
امّا، در شهرهاى مقدس عراق از جمله : (نجف )، (كربلا)، (كاظمين ) و (سامرا) حكومت نظامى برقرار شد تا كسى از خانه بيرون نيايد.
مجددا در تاريخ 24 خرداد سال 1364 ه -. ش .، مردم روزه دار ايران خود را آماده كردند كه با شرائط سخت تر از همه سال مراسم روز قدس را عظيم تر از سال هاى پيش برگذار كنند. امّا، استكبار جهانى كه با تبليغات يا هواپيماربايى نتوانسته بود قدرت ملت مقاوم را شكست دهد، 18 روز قبل از (روز قدس ) دست به جنايات فوق العاده اى توسط عمال بعثى صهيونيستى خود زد و شهرهاى مرزى و مركزى خصوصا تهران را بمباران كردند ماه رمضان آن سال كه تهران همه شب شاهد تجاوزات هوايى رژيم صهيونيستى بعث عراق بود. دو روز قبل بعضى خبرگزاريهاى خارج ارعاب راديو عراق را براى باز پس زدن مردم تهران از اجتماع قدس مرتب منتشر مى كردند. و خود راديو بغداد بارها برنامه عادى خود را قطع مى كرد و با لحن شديد و خشن به مردم هشدار مى داد كه روز جمعه آخر ماه رمضان (روز قدس ) اجتماع نكنند وگرنه بمباران مى شوند - امّا، با همه اينها و عليرغم تبليغات سوء و حملات هوايى و بمباران تهران مراسم روز قدس با شعارهاى كوبنده ميليونى ، در تهران به خوبى برگذار شد كه موجب شگفتى ناظران و افكار عالم شد.
و در 16 خرداد 1365، هشتمين سالگرد روز جهانى قدس در ايران و كشورهاى اسلامى توسط مسلمانان طرفدار انقلاب اسلامى ايران انجام گرفت . مراسم برگزارى روز قدس آن سال در سراسر جهان به گوش ملل مسلمان و غير مسلمان رسيد كه قسمتى از آن از طرف منابع خبرى خارج و داخل به اين صورت اعلام شد:
1 - بيت المقدس : در سالگرد روزى كه رژيم اشغالگر قدس جشن مى گرفت دانشجويان مسلمان در غرب منطقه اشغالى رود اردن دست به تظاهرات ضد صهيونيستى زدند.
2 - لبنان : كليه روستاهاى منطقه (جبل عامل ) به طرف نماز جمعه در (بئر العبد) راهپيمايى كردند و در نماز جمعه ، عليه صهيونيست جهانى مطالبى بيان كردند.
3 - كره جنوبى : در شهر (كوانك جو) مراسم راهپيمايى روز قدس ، با حضور مسلمانان كره جنوبى برگزار شد.
4 - پاكستان : در (كراچى ) راهپيمايى باشكوهى توسط مسلمانان طرفدار انقلاب اسلامى ايران با شركت روحانيون انجام شد. روزنامه انگليسى به نام (مسلم ) نوشت : (اسلام آباد)، شاهد راهپيمايى عظيمى به نام روز قدس بود.
5 - بنگلادش : در شهر (داكا)، به مناسبت روز قدس صدها تن از مسلمانان بنگلادش پس از اقامه نماز جمعه در مسجد (بيت المكرم ) به طرف سفارت آمريكا راهپيمايى نمودند.
6 - هند: در شهر (دهلى )، هزاران نفر از مسلمانان طرفدار انقلاب اسلامى ايران پس از خاتمه نماز جمعه در (مسجد جامع دهلى ) به مناسبت روز قدس با حمل پلاكاردهايى مبنى بر محكوميت اسرائيل غاصب و دعوت مسلمانان جهان به وحدت ، به طرف سفارت آمريكا راهپيمايى كردند.
7 - سريلانكا: در شهر (كلمبو)، صدها تن از مسلمانان سالگرد مراسم روز قدس را با طرفدارى از انقلاب اسلامى ايران و انزجار از اسرائيل برگزار كردند و تجاوز اسرائيل به جنوب لبنان را محكوم و لزوم نجات قدس را متذكر شدند.
8 - در جامو و كشمير: مردم مسلمان اين ايالت همگام با مسلمانان ساير نقاط جهان روز قدس را گرامى داشتند. و در خيابانهاى مركزى شهر همراه امت مسلمان ايران در راهپيمايى شركت نمودند.
9 - سوريه : در دمشق ، راهپيمايى روز قدس با شركت انبوه برادران و خواهران (ايرانى )، (لبنانى )، (فلسطينى )، (سعودى )، (عراقى )، (پاكستانى )، (هندى ) و (سورى ) و اجتماع در حرم حضرت زينب (عليهاالسلام ) برگزار شد و پس از شنيدن بيانات (سفير ايران ) در سوريه نفرت خود را از تجاوز اسرائيل به جنوب لبنان ابراز نمودند.
10 لندن : مراسمى در (مجمع جهانى اسلامى ) در مركز شهر، به مناسبت روز قدس برگزار شد كه در آن جمع كثيرى از مسلمانان (عرب ) و (پاكستان ) شركت كردند - راهپيمايى از سوى (انجمنهاى اسلامى دانشجويان در اروپا) شاخه انگليس ترتيب داده شده بود.
11 - ليبى : در شهر (طرابلس )، مدير كل تشريفات كميته مردمى روابط خارجى ليبى در مراسم باشكوه روز قدس اعلام كرد: انقلاب اسلامى ايران پشتوانه عظيمى در جنگ عليه صهيونيستها مى باشد.
12 - برلين : صدها نفر مسلمان ترك و عرب زبان و ايرانيان مقيم اين كشور در يك راهپيمايى باشكوهى در ميدان بزرگ شهر اجتماع كردند؛ در حالى كه برف و سرما شديد بود با حمل پلاكاردها و شعارها، همبستگى خود را عليه صهيونيسم جهانى و آزادى قدس از چنگال اسرائيل را اعلام داشتند.
13 - سودان : در (خارطوم )، به مناسبت روز جهانى قدس مجلسى از طرف سفارت ايران در سودان برگزار شد، كه در آن شخصيت هاى سودانى مسلمان شركت داشتند.
14 - كويت : اجتماع عظيمى به مناسبت بزرگداشت روز قدس در (مسجد شعبان ) اين شهر تشكيل شد. گويندگان طى سخنانى با تاءكيد بر لزوم آزادى قدس عزم راسخ مسلمانان در جهت مبارزه مسلحانه با اشغالگران قدس را اعلام داشتند.
15 - آمريكا و كانادا: تظاهراتى از طرف (انجمن اسلامى دانشجويان ) در شهرهاى (ديترويت )، (واشنگتن ) و (سانفرانسيسكو) در آمريكا و شهر (يوريتو) در كانادا با شركت گروههاى مختلف مسلمين از كشورها و مذاهب مختلف اسلامى برگزار گرديد.(436)
اين بود مختصرى از گستردگى تظاهرات ملل مسلمان در گوشه و كنار جهان . اميدواريم موج عظيمى كه از انقلاب اسلامى ايران حركت كرده ، مستضعفان جهان اسلام را سيراب كند، و ريشه ظلم و شركت و استكبار صهيونيستى را از بيخ و بن بركند. اگر چه گفتنيها و نوشتنى ها تا قطع ايادى صهيونيسم بين الملل از كشورهاى اسلامى تمام شدنى نيست ، امّا به ناچار با آيه اى از قرآن مجيد سخن را به پايان مى رسانيم : (ربنا اءفرغ علينا صبرا و ثبت اءقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين ). ) (437)
(اللهم صل على محمّد و آله و حصن ثغور المسلمين بعزتك . اللهم اشغل المشركين بالمشركين عن تناول اطراف المسلمين اللهم اعز بكل ناحية من المسلمين على من بازاهم من المشركين و امددهم بملائكة من عندك مردفين و صلى اللّه على محمّد و آله الطاهرين . )
توضيح بعضى از اسامى و اصطلاحات
آشور
نام فرزند دومين (سام بن نوح ) است . كشور آشور هم به مناسبت اوست كه آباد كننده اين منطقه است .
كشور آشور از طرف جنوب به بغداد و از مشرق به سلسله جبال زاگرس و از طرف مغرب به مابين النهرين ورود فرات محدود بوده كشورى قديمى و پايتخت آن (نينوا) بوده است .
آشوريان قديم خدايان گوناگونى را مى پرستيدند. بزرگترين آنها (بت آشور) و آن مجسمه اى است شبيه به كره و داراى دو بال كه درخت مقدس را در آغوش گرفته . و بت ديگرى به شكل گاو بالدار است كه در آثار باستانى بغداد امروز موجود است . زبان آشوريان فرع لغت ساميان و نزديك به زبان عبرانى و كلدانى و عربى مى باشد.
آهود
نام يكى از داوران است كه هشتاد سال بر بنى اسرائيل حكومت داشته و از اسباط بنيامين بوده و اين لغت به معنى اتحاد آمده .
ابصان
نام يكى از داوران است كه مدت 7 سال بر بنى اسرائيل حكومت نموده . دوران زندگى او بين زمان حضرت يوشع و شاول بوده است .
ابل بيت معكه
نام روستايى است كه يكى از فرزندان يعقوب (عليه السلام ) به نام (نفتالى ) آنجا را آباد كرده است و اگر در اين تاريخ اثرى از آن روستا باقى باشد به آن نام نيست .
ابى ملك
نام چند نفر است و در اين كتاب مقصود نام شخصى است از داوران بعد از حضرت يوشع و مدت 3 سال حكومت كرد.
اتباعل
نام يكى از پادشاهان بت پرست در شهر (صور) و (صيدون ) بوده ، و از آثار وى پرستش بت (بعل ) و بت (عشتارو) بود كه توسط او در بنى اسرائيل داخل شد. تمثال آن دو صنم را براى شهر (سامر) در مركزى قرارداد و در عهد او پيامبران بنى اسرائيل كشته شدند. و حضرت (الياس نبى ) در عهد او مى زيسته . او در يكى از جنگها كشته شد و سگها، خون او را در نزد (حوض سامره ) ليسيدند و او پدر (ايزابل ) همسر (احاب ) شاه بنى اسرائيل بود.
احاب
اين لغت به معنى (عمو) آمده ، و نيز نام هفتمين پادشاه بنى اسرائيل است . در عصر حكومت او ظلم و پرستش (بت بعل ) رواج يافت .
احاز
اين لغت (مالك ) معنى مى دهد و نام يازدهمين پادشاه يهوديه است كه در سن 25 سالگى به حكومت رسيد.
و از سال 741 الى 725 قبل از ميلاد سلطنت كرد و در عصر او بت پرستى در ميان بنى اسرائيل رواج داشت .
ارميا
اين لفظ (يرميا) هم خوانده شد. و به معنى (خدا به زير مى آورد) آمده ؛ و نام يكى از پيامبران عظيم بنى اسرائيل است كه در سال 628 قبل از ميلاد مسيح (عليه السلام ) به بعد در زمان سلطنت (يوشيا) و (يهوياقيم ) و (صدقيا) و زمان اسارت بنى اسرائيل در بابل به نبوت و رسالت اشتغال داشته است كتاب اين پيامبر در عهد عتيق در خصوص ‍ مواعظ مواعظ آمده است .
اريحا
اين لغت به زبان عبرى به معنى (خوشبو) آمده و نام شهر قديمى است كه حضرت يوشع آن را تصرف نمود و بعد از يوشع ، بنى اسرائيل از آنجا بيرون رفتند و اريحا ويران شد.
مردم آن شهر قبل از يوشع ماه را مى پرستيدند. و گفته شده اريحا در زبان عبرى ، به معنى (ماه ) بوده اريحا بعد از اورشليم آبادترين شهرهاى خاك كنعان و فلسطين بوده است .
اسرائيل (بنى اسرائيل )
لغت (ايل ) غالبا دلالت بر قوت و اقتدار دارد و بر اسمها و الفاظ عبرى اضافه مى شود و ليكن استعمال آن علاوه بر اينكه مخصوص به لفظ (اللّه ) مى باشد، براى خدايان بت پرستان نيز استعمال شده .
اسرائيل در كتب عهد عتيق لقب حضرت يعقوب (عليه السلام ) و (بنى اسرائيل ) در تلفظ قرآن كريم بر فرزندان يعقوب اطلاق مى شود.
در اراضى كنعان و فلسطين بنى اسرائيل را عبرانيان مى گفتند. لغت و تلفظ بنى اسرائيل در كتب عهد عتيق ، عبرى بوده است كه از لغت سامى - منسوب به سام فرزند حضرت نوح - اخذ شده و به لغت عرب نزديك است .
محققين زبان شناس ، لغت عبرى ، عربى و آرامى را از ماءخذ لغت سامى مى دانند.
اشير
اين لغت به معنى (خوشحال ) آمده و نام هشتمين فرزند حضرت يعقوب است و نام مادرش (زلفه ) است .
اموريان
اين لغت به معنى (كسانى كه كوه نشينند) آمده كه نام قبيله اى از فرزندان كنعان پسر حضرت نوح مى باشد.
آنان مردمى بلند قامت و قدرتمند و با بنى اسرائيل دشمن بوده اند. و در جنوب اورشليم سكونت داشتند.
امون بن منسى
لغت (امون ) اين لغت به معنى (صانع ) آمده و نام چهاردهمين پادشاه يهود است نام پدر او را (منسه ) هم ضبط نموده اند. در سال 642 قبل از مسيح به سلطنت رسيد. او سلطانى بدكار و ظالم بود كه پس از 2 سال سلطنت در اورشليم به دست غلامانش كشته شد.
اين لغت نام يكى از شهرهاى قديم مصر هم بوده است .
اورشليم
اين لغت شهر يا ميراث سلامتى معنى شده اول دفعه كه اسم اورشليم در عهد عتيق آمده در كتاب حضرت يوشع بوده .
اورشليم به معنى (شهر يهودا) و (شهر خدا) و (شهر پادشاه عظيم ) و (شهر مقدس ) نيز ترجمه شده .
و امروز آنجا را (قدس ) و (بيت المقدس ) مى گويند.
ايزايل
اين لغت به معنى (طاهر) آمده و نام دختر يكى از ملوك صيدونيان و همسر (احاب ) پادشاه اسرائيل است وى ميان بت پرستان تربيت يافته و مردم را به عبادت (بت بعل ) تشويق مى كرد.
ايلون
اين لغت به معنى (مكان غزال ) آمده و نام شهرى از شهرهاى (لاويان ) است كه بنى دان در آن زندگى مى كردند و نام يكى از داوران حاكم بر بنى اسرائيل است كه مدت 10 سال بر آنان حكومت مى كرد.
بعل
اين لغت (بعيله ) هم گفته شده و به معنى (خداوند) بوده بايد دانست كه اهالى مشرق در زمان قديم اجرام سماوى را پرستش ‍ مى نمودند.
مثلا اهالى فينيقيه و كنعان آفتاب پرست و ماه پرست بودند.
و بعل را خداى آفتاب و عشتاروت را خداى (ماده ) مهتاب مى دانستند.
بعل فغور
بعل فغور مركب از دو كلمه است لغت فغور به معنى (شق ) آمده و نام قله كوهى است كه نام آن كوه (بنو) بوده و آنجا يكى از مراكز پرستش ‍ (بعل ) بوده و آنجا را (بيت فغور) هم مى ناميدند كه از آنجا دشت (عربه ) كه پايگاه بنى اسرائيل بوده ديده مى شده است .
بعليم
جمع (بعل ) و به معنى خدايان آفتاب است
بن يامين
اين لغت به معنى (سپردست راست من ) آمده و نام دوازدهمين فرزند يعقوب است . نام مادرش (راحيل ) است .
بيت فغور
نام موضعى است كه بنى اسرائيل مدتى در آنجا توقف داشته اند.
تغلث فلاسر
اين لغت به معنى (قوت من خداوند نينيت است ) آمده اين لغت آشورى است و ظاهرا لغت (نينيت ) نام بتى است كه شاه آشور او را مى پرستيده .
تغلث فلاسر نام حكمران آشور است كه از سال 745 - 737 قبل از ميلاد سلطنت داشت و بار اول او به يهود حمله كرد.
تولع
اين لغت به معنى كرم و سخاوت آمده و نام يكى از حمرانان بنى اسرائيل و جانشين ابى مالك است كه مدت حكومتش 23 سال بود.
جودعون
اين لغت به معنى (چوبين ) آمده كه نام پسر شخصى به نام (يواش ابى (عزرا) است و او قاضى و هفتمين حكمفرماى بنى اسرائيل بوده و مدت چهل سال حكومت كرد.
حاصور
اين لغت به معنى (محاصره شدن ) آمده است و نام يكى از شهرهاى كنعانيان بوده كه توسط حضرت يوشع (عليه السلام ) فتح شد. و به تصرف بنى اسرائيل درآمد. و نام سه شهر ديگر هم حاصور آمده كه در اراضى يهود بوده است .
حبرون
نام شهرى است قديمى واقع در جنوب اورشليم ؛ آن شهر را (حبرون زاهر) و هم (حبرون الخليل ) گويند.
در كتاب عهد عتيق آمده كه ابراهيم خليل (عليه السلام ) در اواخر عمر مدتى در آنجا زندگى مى نموده است و قبر آن حضرت در آنجا است .
و همينطور يعقوب (عليه السلام ) در آنجا مى زيسته و قبر آن حضرت و حضرت اسحاق و يعقوب و سارى در آنجا است و سال 1335 شمسى نويسنده توفيق زيارت اعتاب مقدس آنها را يافته و در آنجا آثار تاريخى عصر سليمان (عليه السلام ) بسيار وجود داشت .
حزقيا
اين لغت به معنى (قوت خدا) آمده و نام پسر احاز يكى از سلاطين يهودا بود كه از سال 698 الى 726 قبل از مسيح سلطنت كرد و در زمان (اشعيا) نبى مى زيسته و پس از مرگ كنار قبر حضرت داوود مدفون شد.
حزقيل
اين لغت به لفظ (حزقيال ) هم خوانده شده و در زبان عبرى به معنى (قوت اللّه ) آمده . آن حضرت از انبياء معروف بنى اسرائيل است كه در سال 598 قبل از ميلاد مسيح همراه بنى اسرائيل به اسارت (بابل ) رفته ؛ و با حضرت (ارميا) و حضرت (دانيال ) همزمان بوده بر حسب تاريخ آن حضرت به شهادت رسيده و در حوالى بغداد در عراق مدفون است .
حلقياى كاهن
اين نام در كتاب عهد عتيق به لفظ (حلقيه ) به معنى (خداوند نصيب من است ) آمده . او رئيس كاهنان و معاصر با (يوشيا) بوده است .
در كتاب عهد عتيق آمده : او در معبد يهود نسخه تورات را كه به نام (كتاب شريعت ) آمد در حفارى يافته است .
حيتيان
نام فرزندان حت ابن كنعان مى باشد كه در طرف جنوبى يهوديه در نزديكى حبرون ساكن بوده اند.
آنان مردمى جنگجو بوده كه ساليانى با مصريها و آشوريها در جنگ بوده اند و بالاخره به دست آشوريان شكست خورده اند آثار نقاشى و حجارى در مصر به نام (حيتى ) معروفند.
گويند: خطوط (هيروقليفى ) به طورى كه هنوز هم كاملا خوانده نشده است آثار حيتيها را در آسياى صغير نشان مى دهد.
دان
اين لغت به معنى (قاضى ) آمده و نام يكى از فرزندان يعقوب است .
داوود (عليه السلام )
اين لغت به معنى (محجوب ) آمده و نام فرزند (يسا) از اسباط (يهودا) و از پيامبران عظيم الشاءنى است كه مقام سلطنت ظاهرى را هم دارا بود. او در حدود 1033 سال قبل از ميلاد مسيح به دنيا آمد و در سال 971 قبل از ميلاد وفات كرد و در سن جوانى بعد از (شاول ) زمام امور را به دست گرفت . مدت سلطنت آن حضرت چهل سال بود. مسجد الاقصى را او بنا كرد. نام كتاب او در عهد عتيق (مزامير) است و در قرآن كريم به نام (زبور) آمده و به دستور الهى نبوت و سلطنت و اتمام بناء مسجد الاقصى به وصى خود سليمان سپرد و به دار بقاء رحلت فرمود.
دبوره
نام يكى از داوران و حاكمان بنى اسرائيل است كه بعد از يوشع مدت چهل سال حكومت داشته .
دانيال
دانيال نام يكى از انبياء بنى اسرائيل و از خاندان حضرت داوود (عليه السلام ) است .
اين لغت در زبان عبرى به معنى (خدا حاكم من است ) آمده كتابى در عهد عتيق به نام اين حضرت شامل مواعظ و تاريخ است .
در سال 606 قبل از ميلاد مسيح همراه اسرائيل به (بابل ) هجرت فرمود: قبر آن حضرت در شهر شوش داراى بناى مجلل است .
رامسس
به قول اكيّرى از علماء آثار مصر اين لغت نام (فرعون ) و او پادشاه سوم از طبقه نوزدهم سلاطين مصر است و او را به مناسبتى (رامسس ) دوم ناميده اند در كتابهاى تاريخى يهود به لغت (رامسس ) هم آمده است .
رحبعام
اين لغت به معنى كسى كه قوم را وسعت مى دهد مى باشد و نيز نام جانشين سليمان است كه مدت 17 سال بر بنى اسرائيل حكومت كرد.
رحوب
اين لغت به معنى (مكان وسيع ) آمده و نيز نام شهرى است در نزديكى صيدا كه در سواحل مديترانه واقع شده .
روبين
نام يكى از فرزندان حضرت يعقوب است . اين نام در عهد عتيق مشروح ذكر نشده است .
زبولون
اين لغت به معنى منزل آمده و نيز اسم ششمين فرزند يعقوب (عليه السلام ) است و نام مادر او (ليئه ) بوده است و عدد بنى زبولون به حدود شصت هزار نفر رسيد.
سليمان
اين لغت به معنى (سلامتى كامل ) آمده و نام فرزند داوود (عليه السلام ) است ، كه در خصائص بسيارى به پدر شباهت داشته . در سن بيست سالگى رسالت و سلطنت را به ارث برد و بناى مسجد الاقصى را به طرحى كه هنوز باقى است به اتمام رسانيد.
در عهد عتيق داراى كتاب گفته شده و در قرآن كريم وراثت سليمان و منطق پرندگان را به اضافه نعمتهايى مانند تسخير اجنه و فرمانبرى آنان و در اختيار داشتن باد و ابر به او داده شده و در سن شصت سالگى در سال 931 قبل از ميلاد مسيح رحلت كرد.
سنخاريب
اين لغت به معنى (ماهتاب برادران متعدد فرستاده است ) مى باشد و نيز نام شهر يا كشور آشور بوده وى مدت 20 سال سلطنت كرد و به دست دو نفر از فرزندانش كشته شد. در عهد او شهرهاى بابل و صيدا تخريب شد. مقر حكومت او شهر نينوا بوده است .
سنهدريم
نام مجمع مذهبى در بنى اسرائيل كه محل تصميم گيرى بوده و محل آن در اورشليم ، و در امور دينى و دنيوى تسلط و اقتدار داشت ، و اعضا آن هفتاد و يك نفر از كهنه بودند حكم قتل مسيح (عليه السلام ) سه سال قبل از واقعه از سنهدريم گرفته شد.
شطيم
نام دشتى است كه در قسمتى از اراضى فلسطين واقع است و در اصل نام درختى است كه آنرا (سيال ) گويند و چوبش بسيار سخت و پر دوام است .
شعياى نبى
اين لغت در عهد عتيق به لفظ (اشعياء) ضبط شده و به معنى (نجات خداوند) آمده . كتابى از آن حضرت در عهد عتيق به جاى مانده كه در پنج فصل و شامل مواعظ و نصايح و اخبار گذشتگان است ؛ و در آن از اسارت بنى اسرائيل و بشارت به ظهور مسيح (عليه السلام ) سخن به ميان آمده است .
در اخبار وارد شده از ائمه (عليهم السلام ) آن حضرت به لفظ (شعيا) و جزو انبياء بنى اسرائيل نام برده شده . و حدودا هفت قرن قبل از ميلاد بوده برهمرا بعضى از انبياء ديگر در زمان سلطنت احاز و حزقيا فرمانروايان يهود به شهادت رسيده است .
شمجر
نام يكى از داوران بنى اسرائيل است كه قبل از شاول حكومت داشته .
شمشون
نام پسر شخصى به نام (منوح ) است كه مدت بيست سال بر بنى اسرائيل قضاوت مى نمود.
شمعون
نام يكى از فرزندان حضرت يعقوب است . اين نام در قوم يهود كم به چشم مى خورد ولى ميان پيروان حضرت مسيح نام اشخاص متعددى به اين اسم است .
در كتاب عهد عتيق شرح حال شمعون بن يعقوب به طور تفصيل نيامده ولى نويسندگان تاريخ يهود او و ديگر برادرانش را شريك در فروش حضرت يوسف مى دانند.
صدقيا
اين لغت در زبان عبرى به معنى (عدل الهى ) آمده و نام آخرين فرد از سلاطين يهود و او پسر (يوشيا) است . در عصر سلطنت او (بنوكد نصر) شاه كلدانى به فلسطين حمله برد.
شهر اورشليم را ويران ساخت و بنى اسرائيل را به اسارت به بابل فرستاد.
صهيون
نام كوهى است كه در جنوب غربى شهر اورشليم واقع شده و در حدود 2539 پا از سطح درياى مديترانه بلند است . قلعه (يبوسيان ) در آنجا بود. و حضرت داوود (عليه السلام ) آنجا را مقرّ صندوق عهد قرارداد و بعضى از انبياء در آنجا سكونت داشته اند.
صيدون
اين لغت به لفظ (صيدا) معروف است ، و نام يكى از شهرهاى (فينيقيه ) است و 25 مايل با جنوب لبنان فاصله دارد. اين شهر در قديم يعنى در مدت سلطنت آشوريان به اعلا درجه ارتقاء يافته و 333 سال قبل از ميلاد به دست اسكندر افتاد و بعد رومانيان در آنجا حكومت مى كردند، كه آثار سنگهاى حجارى شده دوران اسكندر و رومانيان در آن باقى است و چون در ساحل (مديترانه ) قرار گرفته اهميت زيادى داشته است . و در تاريخ ساكنين آن ديار را صيدونيان مى گفتند.
عالى - كاهن
نام يكى از داوران حاكم بر بنى اسرائيل است كه بعد از حضرت يوشع مى زيسته و مدت حكومت او حدودا چهل سال بوده است .
عاموص
عموس اين لفظ با (سين ) هم آمده و به معنى (يار) مى باشد و نام يكى از پيامبران بنى اسرائيل است كه در (بيت ايل ) تقريبا 750 سال قبل از ميلاد با حضرت هوشع معاصر بوده است .
عبدون
نام يكى از داوران و قاضيان است كه مدت 8 سال بر بنى اسرائيل حكومت داشته .
عبرانى
اين كلمه از صابر مشتق است كه به معنى گذر كننده مى باشد و گفته شده عبرانى و عبرانيان از نسل عابر پدر تارخ و جد حضرت ابراهيم بوده اند.
در عهد عتيق ، سفر پيدايش ، فصل 13 و 14 آمده است :
(ابرام ) - يعنى حضرت ابراهيم - از گذرگاه فرات گذشته به اراضى فلسطين رسيد، كنعانيان وى را به عبرانى ملقب نمودند و از آن پس اين لقب در خانواده او باقى مانده ، در نزد مصريان و فلسطينيان اولاد يعقوب به دين لقب معروف گشتند.
زبان عبرى كه كتب عهد عتيق به آن زبان نوشته شده است از زبان و لغت سامى اخذ شده و شبيه و نزديك به زبان عربى است .
اسامى انبياء همچنان كه در كتب عهد عتيق آمده ، در قرآن كريم عين آن و يا مشابه آن مشاهده مى شود.
دكتر معين در لغت نامه فارسى ج دوم صفحه 2273 آورده :
عبرى يعنى يهودى و زبان يهودى عبرى است .
عتنئيل
نام يكى از داوران حاكم بر بنى اسرائيل است كه بعد از حضرت يوشع مى زيسته و مدت حكومت او 40 سال بوده است .
عربات موآب
قسمتى از دشت بنام عربات مواب است و آن همان طورى است كه در وادى اردن و روبروى اريحا واقع بوده .
عزراى كاهن
اين لغت به معنى كمك و امداد آمده و نيز نام كاهن و هادى معروف عبرانيان و كاتب ماهر شريعت است .
در مدت هشتاد سال در عصر سلطنت كورش و مهر اسب و (كشتاسب ) و داريوش مى زيسته . او پيشواى جماعت بزرگى از اسيران مراجعت كننده به اورشليم در سال 475 قبل از ميلاد بوده است .
عشتاروت
اين لغت به لفظ عشتروت هم آمده ؛ نام شهرى است در مشرق اردن كه در نزديك (جولان ) واقع است .
و نيز نام بت و خداى صيدونيان است . او به صورت مخصوصى بود و عبادت اين بت در سوريه و فينيقيه معروف بوده و غالبا عبادت او با عبادت بت ديگرى بنام (بعل ) مذكور است .
بعل خداى آفتاب و عشتاروت خداى مهتاب ، يا آنكه بعل قوه ذكور و عشتاروت قوه اناثيه است .
عمالقه
(عمالقه ) و (عماليق ) نام طايفه اى است كه در عصر قدرت بنى اسرائيل مابين كنعان و مصر در كنار دشت سينا مى زيسته اند. و به كلى منقرض شده اند.
عوبديا
اين لغت (عوبدياه ) هم خوانده شده و در عهد عتيق از انبياء بنى اسرائيل به شمار آمده . و در سال 578 قبل از ميلاد مسيح ، خلق را هدايت مى فرموده است .
اين لغت به زبان عبرى به معنى (بنده خدا) آمده روزگارى كه (ايزابل ) همسر (احاب ) فرمانرواى يهوديه پيامبران الهى را به شهادت مى رساند - زيرا آنان با پرستش (بت بعل ) مخالفت مى نمودند - (عوبدياى نبى ) آنان را در پناهگاهى دور از دشمن حفاظت مى كرد و تا پنج سال بعد از خرابى اورشليم عمر آن حضرت طول كشيد.
عيسى خار
نام يكى از فرزندان حضرت يعقوب (عليه السلام ) است . او در ربودن برادرش يوسف با ديگر برادران همدست بوده ولى در كتاب عهد عتيق شرح حالى از تاريخ زندگى او نيامده است .
عيون
(عيون خراب ) نام شهرى است يهودى نشين در شمال فلسطين كه در عهد قديم به تصرف پادشاه آشور (تغلث فلاسر) در آمد.
فتح بن رمليا
اين لغت (فقحيا) به معنى (خداوند چشمان ويرا گشاده ) هم خوانده شده .
و نام يكى از پادشاهان يهود است كه بيش از هفت قرن قبل از ميلاد مسيح بوده است .
كلده
اين لغت (كلديه ) هم خوانده شده و نام كشورى است كه پايتخت آن بابل است و ميان رود دجله و فرات و حدودا 400 مايل طول و 100 مايل عرض داشته است .
اسم قديم اين كشور (شنعار) آمده و عبرانيان آنجا را (ارام النحرين ) مى خواندند.
كنعان
اين لغت به معنى (حليم ) و (بردبار) است . و چهارمين پسر حام بن نوح بود. و كنعان در اراضى غربى اردن واقع است و به نام (زمين اسرائيل ) و (زمين مقدس ) و (زمين موعود) و (زمين عبرانيان ) ياد شده و محل سكونت يعقوب بوده .
كنيسه
اين لغت در يونانى به معنى (مجلس ) است و چون مقصود از مجلس ‍ جماعت دينى و مجتمع مذهبى بوده به كنيسه ترجمه شده .
لاوى
نام پسر سوم حضرت يعقوب (عليه السلام ) است كه نام مادرش (ليئه ) و مدت 137 سال زندگى كرد.
مزامير
اين لغت به معنى (اشعار روحانى ) است و نام كتابى است كه بعضى از جملات آن به حضرت داوود (عليه السلام ) منسوب است و بعضى از مسيحى ها به آن افزوده اند و به 8 قسمت تقسيم شده ؛ مانند: مزامير - حمد، مزامير شكرانه نعمت ، مزامير توبه ، مزامير دعا، مزامير تعليم نبوت . و به طور كلى مجموعه اى است از كلمات داوود و سليمان (عليهماالسلام ).

fehrest page

back page