|
فـشـار نـاشـى از سـه جـنـگ و نااميدى از همكارى سران عرب و ياءس و سرخوردگى از مواضع اتـّحـاد جـماهير شوروى ، و از همه مهمتر خيانت انور سادات رئيس جمهور مصر به آرمان فلسطين آنـهـم بـخـاطـر دست نشاندگى و بى عرضگى كه داشت باعث گرديد مصر نسبت به جنبش ضد صـهـيـونـيـسـتـى تـغـيـيـر مـوضـع بـدهـد. سـادات رئيـس رژيـم حـاكم بر مصر با اين اعتقاد كه حـل بـحـران خـاورمـيـانه تنها از طريق آمريكا امكان پذير است ، به سياستهاى اين كشور گردن نهاد و براى اولين بار، به عنوان رهبر يك كشور عربى ، از سرزمينهاى اشغالى بازديد كرد. به رسميت شناختن رژيم صهيونيستى توسط مصر دستاوردهاى زيادى براى اشغالگران قدس در پـى داشـت . ايـن اقـدام سـادات شـكـاف بـزرگـى در مـبـارزه ضد صهيونيستى بوجود آورد و تفرقه و تشتت بين اعراب را بيشتر كرد. اقدام مصر موجب طرد آن كشور از جامعه عرب شد، ولى تـحـوّلات جـنگ ايران و عراق دوباره مصر را به دامن اعراب بازگرداند. از سوى ديگر، عملكرد بـد سـوريـه در مـقـابـل سـاف ، ايـن سازمان را بدين نتيجه رساند كه بخشى از مشكلات صلح خاورميانه و ساف به دست مصر حل خواهد شد. روابـط سـاف و لبنان :(199) با توجه به تنوع گروههاى قومى و مذهبى در لبنان و تسلّط مارونيّت سياسى بر اين كشور و تمايل اين جناح به غرب ، روابط ساف و لبنان مانند سـايـر كـشـورهـاى عربى خطّ مقدم نبوده است . تنها زمانى كه حاكميت سياسى در لبنان تضعيف شـد، سـاف تـوانـسـت ا ز لبنان به عنوان يك جبهه ارزشمند در مبارزه ضد صهيونيستى استفاده كند. در سالهاى دهه 1970 صحنه سياسى و حتى اقتصادى لبنان توسط ساف اداره مى شد. عـملكرد بد ساف در لبنان بويژه نسبت به شيعيان ، كمكهاى نظامى و سياسى مسلمانان را به ايـن سـازمـان كـاهـش داد. با توجه به اين نگرش منفى نسبت به ساف در ميان مسلمانان و اختلاف مـيـان سـوريـه و سـاف ، فـلسطينيها مجبور به ترك لبنان شدند. بطور كلى مى توان گفت : كـشـور لبـنـان هـمـواره تـابـع سـيـاسـتـهـاى سـوريـه بـوده و سـيـاسـت ايـن كـشـور در قبال فلسطينيها نيز تابعى از سياست سوريه بوده است . سـايـر كـشـورهـاى عـربى نظير عراق ، عربستان ، ليبى ، الجزاير، مراكش و كشورهاى حاشيه خـليـج فـارس هـمـانـنـدِ سوريه ، مصر، اردن و لبنان درگير مساءله فلسطين نبوده و تنها به صـدور بـيـانـيه و محكوم كردن رژيم صهيونيستى و گاه كمكهاى مالى به ساف اكتفا كرده اند. عـملكرد كشورهاى عربى در طول پنجاه سال اخير بيانگر آن است كه مساءله فلسطين براى اين كـشـورهـا يـك مـسـاءله فـرعـى بوده و از آن به عنوان وسيله اى براى كسب وجهه در ميان ملتها و تـاءمـين منافع خودشان استفاده كرده اند و به عبارت ديگر قضيه فلسطين بهانه اى بوده است تا به وسيله آن همديگر را متّهم كنند. كـنـفـرانـس سـران عـرب در اَمـّان در فـرورديـن 1366 (آوريـل 1987) بـدتـريـن كـنـفرانس سران عرب از نظر قضيه فلسطين بود؛ زيرا هيچ گونه مـطلبى در مورد مبارزه عليه رژيم صهيونيستى دربر نداشت و تمام توجه كنفرانس معطوف به جـنـگ ايـران و عراق شد. به همين جهت ، بى توجهى سران عرب به مساءله فلسطين در كنفرانس اَمّان ، عامل اساسى قيام مردم فلسطين در سرزمينهاى اشغالى شناخته شد، زيرا فلسطينيها، پس از نـاامـيـدى از بـازستانى حقوق ملّت فلسطين توسط رژيمهاى عرب دست به قيام زدند. سران عربى به رغم قيام مردم فلسطين بازهم از توجه به قضيه فلسطين و اتخاذ موضع اصولى خـوددارى ورزيـده و تـنـهـا بـه صـدور بـيـانـيـه و مـحـكـوم كـردن اسـرائيـل اكـتـفـا كردند، به اين شكل كه در اجلاس بعدى در دار البيضاء (مغرب) در فروردين 1368 (آوريـل 1989) بـه جـاى بـرخـورد قـاطـع بـا طـرحـهـاى سـركـوبـگـرانـه اسرائيل ، موضع ضعيف و مبهمى اعلام شد كه به هيچ وجه پاسخگوى آرمان ملّت فلسطين و امّت اسلامى نبود. جنگهاى اعراب و اسرائيل روابـط كـشـورهـاى عـربى با رژيم اشغالگر قدس از زمان تاءسيس اين رژيم تا هنگام انعقاد قـرار داد كـمـپ ديـويـد، بـسـيـار خـصـمـانـه بـود. نـخـسـتـيـن روز پـس از اعـلام مـوجـوديـت كشور اسـرائيـل ، سـپـاهـيـان كـشـورهـاى عـربـى بـه سـوى فـلسـطـيـن شـتـافـتـه و جـنـگ سال 1327 (1948 م) اعراب ـ اسرائيل شكل گرفت . جنگ ، شايد از ديدگاه دولتمردان عرب ، مـهـمـتـريـن ابزار مبارزه با رژيم غاصب صهيونيستى تلقى مى شد؛ امّا شكست در تمامى جنگهاى پـنـج گـانـه بـيـن اعراب و اسرائيل موجب تغيير برداشت آنها شد. از اين رو، شناخت اين جنگها و عـلل شـكـست اعراب بايد مورد بررسى قرار گيرد تا سرمايه آيندگان براى مبارزه با دشمن صهيونيستى باشد. پنج جنگ مهم و عمده بين اعراب و اسرائيل رخ داده است كه به ترتيب عبارتند از: 1 ـ جـنـگ اشغال 1327 (1948 م) 2 ـ جنگ كانال سوئز در 1335 (1956 م) 3 ـ جنگ شش روزه در 1346 (ژوئن 1967 م) 4 ـ جـنـگ 22 روزه رمضان 1352 (اكتبر 1973 م) 5 ـ جنگ لبنان در سـال 1361 (1982 م) . تـمـام اعـراب در ايـن جـنـگـهـا بـا اسـرائيـل روبـه رو نـشـدنـد؛ بـلكـه بـعـضـى از ايـن كشورها وارد نبرد شدند و حتى در تهاجم سال 1361 اسرائيل به لبنان ، تنها سوريه بطور محدود در اين جنگ شركت كرد. جنگ 1327 (1948 م) با اعلام موجوديت اسرائيل ارتشهاى كشورهاى عربى به منظور مقابله با صهيونيستها وارد خاك فـلسـطـيـن شـدنـد.(200) در ابـتـداى امـر ابـتـكـار عـمـل در دسـت گروههاى صهيونيستى بود كه بخشهاى وسيعى از فلسطين را در دست داشتند؛ با وجود اين ، نيروهاى عربى به پيروزيهاى بزرگى دست يافتند. مواضع اسرائيل در فلسطين با يورش ارتشهاى عرب و نيروهاى داوطلب با تهديد جدى رو به رو شـد. ابـتـكـار عـمـل در چـهـار مـاه نـخـسـت جـنـگ در دسـت اعـراب بـود اسـرائيل در حالى كه نيروهايش رابراى حمله نهايى آماده مى ساخت ، سعى داشت از تهاجم اعراب جـلوگـيـرى كـنـد. حمله متقابل صهيونيستهابراى عقب راندن اعراب با شكست رو به رو شد. (بن گـوريـون) نـخـسـت وزيـر وقـت رژيـم صهيونيستى ، پيشنهاد آتش بس داد، ولى اعراب موافقت نـكـردنـد و بـه هـمـيـن دليـل يـك مـيـانـجـى بـيـن المـللى بـه نـام (كـنـت بـرنـادوت) مـسـؤ ول قانع ساختن طرفين شد. سرانجام آتش بس به مدت چهار هفته برقرار گشت صهيونيستها در طـول مـدت آتـش بـس خـود را بـطور كامل مسلّح كردند. شوراى سياسى اتحاديه عرب كه متوجه تـجـديـد سـازمـان صهيونيستها شده بود، پس از انقضاى زمان آتش بس ، دستور شروع جنگ را صـادر كـرد؛ ولى ايـن بـار اعـراب بـه دليـل مـشـكـلاتـى از قـبـيـل تـحـريـم تـسـليـحـاتـى انـگـلسـتان و عقب نشينى نيروهاى اردن و عراق از جبهه هاى جنگ ، نتوانستند به پيروزى دست يابند. از اين زمان به بعد، سير آوارگى فلسطينيان آغاز و رژيم صهيونيستى به عنوان يك رژيم در سازمان ملل به رسميت شناخته شد.(201) جنگ كانال سوئز (1335) اين جنگ ، تنها ناشى از محدوديتهايى بود كه (جمال عبدالناصر)، رئيس جمهور فقيد مصر، در امر كشتيرانى بين المللى در كانال سوئز ايجاد كرده بود؛ از آنجا كه اين محدوديتها، بيشترين آسيبهاى تجارى را به قدرتهاى اروپايى وارد مى آورد، اين قدرتها بطور مستقيم و در حمايت از صهيونيستها به صحنه جنگ كشيده شدند. سـرهـنـگ جـمـال عـبـدالناصر كه در سال 1331 (1952 م) طى يك كودتاى نظامى در مصر به قـدرت رسـيـده بـود، بـه مـنـاسـبـت چـهـارمـيـن سـال كـسـب قـدرت ، كانال سوئز(202) را در سال 1335 (1956 م) ملّى اعلام كرد. پـس از مـلّى شـدن كـانـال سـوئز تـوسـط مصر، روابط مصر با دو كشور انگلستان و فرانسه بـحرانى و اين دو كشور به همراه آمريكا ذخاير مصر را در بانكهاى خود توقيف كردند. اوضاع بتدريج روبه وخامت گذاشت و دو كشور انگلستان و فرانسه به ارتشهاى خود آماده باش داده و جوّ متشنّجى در منطقه حاكم شد. اسـرائيـليـهـا در ايـن مـيـان با توجه به جوّ متشنّج بين مصر و قدرتهاى اروپايى ، فرصت را مـنـاسـب ديده و تصميم خود را براى حمله به صحراى سينا به اطلاع (گيموله) ، نخست وزير وقـت فـرانـسـه رسـاندند. اين طرح با موافقت (پاريس) و (لندن) روبه رو و مقرّر شد، دو كـشـور مـزبـور، اسـرائيل را در اين حمله يارى دهند. سرانجام در شب هفتم آبان 1335 (29 اكتبر 1956 م) ، يـك لشـگـر زرهـى از نـيـروهـاى اسـرائيـلى به فرماندهى (موشه دايان) مرزهاى اسـرائيـل را پـشـت سـرگـذاشـت و وارد صـحـراى سـيـنـا شـدنـد. همزمان يك گردان از چتربازان اسرائيلى در پشت مواضع مصريها در صحراى سينا، در حالى كه توسط هواپيماهاى فرانسوى از راه آسـمـان تـغـذيـه و حـمـايـت نـظامى مى شدند، پياده و از پشت به نيروهاى مصرى حمله ور شـدنـد. رزمـنـاوهـاى فـرانـسـوى ، هـمـزمـان بـه كـانـال سـوئز نـزديـك و سـواحـل مـصـر را در دو سـوى كـانال زير آتش گرفتند. مصر بسرعت خود را سازماندهى كرد و مـوفق شد نيمى از توان صهيونيستها را در صحراى سينا منهدم و هفت هواپيماى نظامى اسرائيلى را سرنگون كند. انـگـلسـتـان و فـرانـسـه كـه خـواهـان گـسـتـرش جـنـگ بـودنـد و مـصـوّبـه سـازمـان ملل مبنى بر توقف درگيرى را رعايت نكردند، با اخطار شديد شوروى رو به رو شدند. آمريكا بـه خـاطر درگيرى با ويتنام ، در اين جنگ شركت نداشت و دو كشور فرانسه و انگلستان را نيز محكوم كرد. به همين دليل ، تهديد شوروى مؤ ثر واقع شد و با توجه به خسارتهاى جانى و مـالى فـرانـسـه و انـگـلسـتـان ، جـنـگ كـانـال سـوئز در پـانـزده آبـان 1335 بـه پـايـان رسيد.(203) آبـراه سـوئز، پـس از ايـن جـنـگ ، بـه مـدت هـفـت مـاه و بر اثر غرق شدن دو كشتى آسيب ديده در مـدخـل كـانـال از سـوى سـربـازان مصرى در طول جنگ ، به روى كشتيها بسته بود. دولت مصر آزادى رفـت و آمـد از كـانـال را مـشـروط بـه پـرداخـت حـقّ تـردّد بـه شـركـت مـصـرى اداره كـنـنده كانال اعلام كرد. انگليس و فرانسه همانند ديگر كشورها ملزم به پرداخت حقّ تردّد شدند. برنده اصلى اين جنگ اسرائيل بود كه بخش زيادى از صحراى سينا را با امكانات انگلستان و فرانسه اشغال و تعداد زيادى از سربازان مصرى را به اسارت گرفت . جنگ شش روزه خرداد 1346 (1967 م) (204) زمـيـنـه جـنـگ شـش روزه با شكست نيروى هوايى سوريه و سرنگون شدن شش فروند هواپيماى نـيـروى هـوايـى ايـن كـشـور در يـك درگـيـرى هـوايـى بـا صـهـيـونـيـسـتها، فراهم شد و توجه جـمـال عـبـدالنـاصـر و بـعـضـى ديـگـر از رهـبـران عـرب را بـه خـطـر اسرائيل و لزوم اتحاد دولتهاى عرب در برابر آن جلب كرد. در حـقـيقت ، اسرائيل آماده جنگ با سوريه مى شد كه اين مطلب از سوى مقامات شوروى به مقامات مـصرى اطلاع داده شد. مقامات سوريه كه خطر را جدى مى ديدند، از مصر درخواست كمك كردند و بـا فـراخـوانـى نـيـروهـاى پـاسـدار صـلح سـازمـان مـلل از مـرز مـشـتـرك مـصـر و اسرائيل توسط دبير كل اين سازمان ، زمينه براى يك درگيرى گسترده بين طرفين فراهم شد. نـاصـر كـه بـيـش از پـيـش بـه نـيـروهـاى خـود اطـمـيـنـان داشـت ، طـى نـطـق شـديـداللّحـنـى اسـرائيـل را تـهـديـد كـرد كه در صورت حمله به خاك سوريه ، مصر با وى مقابله خواهد كرد. آمـريـكـا و شـوروى ، در ايـن مـيـان ، نـاصـر را مـتـقـاعـد كـردنـد كـه اسرائيل دست به حمله نخواهد زد و او را به اقدامات ديپلماتيك و صلح آميز ترغيب كردند. كابينه صهيونيستها، چهار روز قبل از جنگ ، بطور ناگهانى (موشه دايان) را به سمت وزير دفـاع مـلى اسـرائيـل مـنـصـوب و در سـراسـر اسـرائيـل حـكـومـت نـظـامـى اعـلام شـد. قول و قرارهاى آمريكا و شوروى ناصر را كاملاً متقاعد ساخته بود و وى آرام به نظر مى رسيد؛ امـا چـنـد سـاعـت بـعـد هـمـه خـوش بـيـنـيـهـاى وى بـه يـاءس تبديل و ناصر بكلى غافلگير شد. در سـاعـت هـفـت صـبـح روز پـانزده خرداد 1346 (پنجم ژوئن 1967 م) ، بيش از يك صد فروند جـنـگـنـده بـمـب افـكـن از چـند فرودگاه اسرائيل به هوا برخاست و در سه دسته منظم به سوى هـدفـهـاى مـورد نـظر در مصر و سوريه و اردن به راه افتادند و در اولين ساعات صبح بيشتر هـواپـيـمـاهـاى جـنـگنده موجود در پايگاههاى نظامى اين سه كشور را منهدم كردند. اين يورش به گـونـه اى سـريـع و غـافـلگيرانه بود كه سه كشور مزبور نتوانستند هيچ اقدام دفاعى به عـمـل آورنـد. ايـن حـمـله هـوايـى كـه بـه گـفته خبرگزاريها، در مجموع ، دو ساعت و پنجاه دقيقه طـول كـشـيـد، 90 درصـد تـوان نـيـروى هـوايـى رژيـمـهـاى عـربـى هـم مـرز بـا اسـرائيـل را منهدم كرد. رژيم صهيونيستى پس از تاءمين برترى هوايى ، حمله وسيع زمينى خود را در سـه جـبـهـه سـينا، سوريه و اردن آغاز كرد. صحراى سينا پس از 93 ساعت جنگ بى وقفه بـطـور كـامل به تصرف صهيونيستها درآمد و بلنديهاى جولان از سوريه ، بخش شرقى بيت المـقـدس و كـرانـه غربى رود اردن به دست صهيونيستها افتاد.(205) اعراب به واسطه شـكـسـت سـخـت در ايـن جـنـگ ، بـا آتـش بـس اعـلام شـده از سـوى سـازمـان ملل موافقت كرده ، در 21 خرداد 1346 (يازده ژوئن 1967 م) جنگ با شكست اعراب خاتمه يافت . جنگ رمضان 1352 (1973 م) (206) ايـن جـنـگ در اكـتبر 1973 مصادف با ماه مبارك رمضان از سوى مصر و سوريه و با نام عمليات (بدر) آغاز شد. هدف از اين جنگ ، تلافى پيروزى صهيونيستها در جنگ 1967 بود. عمليات در سـاعت دو بعد از ظهر ششم اكتبر 1973 با حمله صد بمب افكن سورى از جبهه شرق و صد بمب افـكـن مـصـرى از جـنـاح غـرب در جـبـهـه هاى جولان و سينا آغاز شد. هنگام شب حمله زمينى با آتش تـوپـخـانـه دوهـزار تـانـك از دو جـنـاح آغـاز شـد و نـيـروهـاى عـمـل كـنـنـده مـصـر و سـوريـه بـه سـوى هـدفـهـاى از پـيـش تـعـيـيـن شـده در شـرق كـانـال سـوئز و ارتـفـاعات جولان به راه افتادند. نيروهاى مصرى در يك جنگ شش ساعته موفق شـدند، خط دفاعى (بارلِوْ) را كه بيش از هفت متر ضخامت داشت ، منهدم كرده وارد صحراى سينا شوند. سوريها با پياده كردن دهها هلى كوپتر بر كوه (هرمون) موفق شدند، يكى از مستحكم ترين مقرهاى اسرائيل را كه در اين كوه قرار داشت ، به تصرف درآورند. جـنـگ رمـضـان چـنـان بـراى صـهـيـونـيـسـتـهـا خـرد كـنـنـده بـود كه (موشه دايان) وزير دفاع اسـرائيـل بـطـور صـريـح بـه شكست خود اقرار كرد و براى اولين بار بطور عاجزانه گفت : (بر خلاف تصور اعراب ما هرگز در منطقه زورگو نبوده و نيستيم و مخالفيم كه از ما يك هيولا بـسازند. ما قلدر نيستيم و اين جنگ و سقوط استحكامات بارلو نشان داد كه اين مصريها هستند كه زورگو و قلدرند. ما چه پيروز شويم و چه شكست بخوريم ، محق هستيم .)(207) آمريكا با شكست اسرائيل در اين جنگ ، مصر را تهديد به مداخله نظامى كرد. انور سادات ، رئيس جـمـهـور وقـت مـصـر، بـا آتـش بـس در بـرابـر اسـرائيـل مـشـروط بـه آنـكـه اسـرائيـل تـمـامـى اراضـى اشـغـال شـده در جـنـگ شـش روزه را بـطـور كامل تخليه كند موافقت كرد. صهيونيستها به دنبال اعلام آتش بس ، دست به تجديد قوا زدند و در 22 اكـتـبـر حـمـله خود را به مواضع از دست رفته در سينا آغاز كردند؛ اين در حالى بود كه شـورويـهـا بـه مـصـر اطمينان داده بودند كه اسرائيل آتش بس را نقض نخواهد كرد. بدين سان بـار ديـگـر روسـهـا خيانت خود را عليه منافع اعراب و مصالح فلسطين نشان دادند. اسرائيليها طـى چـنـد حـمـله در ظـرف يـك هـفـتـه ، تـمـامـى صـحـراى سـيـنـا را دوبـاره اشغال كردند، سوريها هم كه وضع را بدين منوال ديدند، آتش بس را پذيرفتند.(208) جنگ خرداد 1361 لبنان (1982 م) اين جنگ از لحاظ منطقه عملياتى ، محدود، ولى از نظر زمانى طولانى تر از جنگهاى قبلى بود و تـنـهـا سـوريـه بـود كـه جـبـهـه مـبـارزه بـا اسـرائيـل را تـشـكـيـل مـى داد. در سـال 1360 (1981 م) دو فـرونـد هـلى كـوپـتر سوريه توسط نيروهاى اسـرائيـلى سـرنگون شد. سوريه اين اقدام را با استقرار موشكهاى زمين به هوا در (زحله) و مـوشـكـهـاى دور بـرد در طـول مـرز خـود بـا لبـنـان پـاسـخ گـفـت . اسـرائيل از تاءسيسات وسيع نظامى (ساف) در جنوب لبنان وحشت داشت و نگران آن بود كه روزى فـلسـطـيـنـيـهـا دسـت بـه جـنـگ فـرسـايـشـى عـليـه اسـرائيـل بـزنـنـد، از ايـن رو دست به نابودى تاءسيسات نظامى ساف در جنوب لبنان زد؛ اما مـوفـقيتى در اين ماجراجويى كسب نكرد. دولت اسرائيل ، در اين زمان ، بيش از پيش سعى در به قدرت رساندن متحدين مارونى خود در لبنان داشت . پارلمان اسرائيل در 23 دى ماه 1360 (13 ژانويه 1982) با گذراندن لايحه اى ، بلنديهاى جـولان را كـه از سـال 1346 (1967 م) طـى جـنـگ شـش روزه اشـغـال كـرده بـود، بـطور رسمى به خاك خود ملحق ساخت . سوريه اين اقدام را اعلام جنگ عليه كشور خود قلمداد كرد. رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى ، چـنـد روز پـس از آزادى خـرمـشـهـر از اشغال متجاوزين بعثى عراق ، با استعداد 120 هزار نفر نيروى پياده و انبوهى از تانكها از سه مـحـور، سـاحـل مـديـتـرانـه ، جـبـل و بـقـاع وارد خـاك لبـنـان شـد. اسـرائيـل در حـقـيـقـت بـا هـدف بـرچيدن پايگاههاى فلسطين از جنوب لبنان ، خارج كردن ارتش سـوريـه از لبـنـان و تـحـكـيـم قـدرت دولت مـركـزى مـارونـى و مـتـّحـد اسـرائيـل ، ايـن تـهـاجـم گسترده را آغاز كرد و سعى داشت با امضاى يك توافقنامه آتش بس با سـوريـه ، تـنـهـا بـا يـك جـنـاح فـلسطينى روبرو شود، ولى موفق نشد. به گفته ژنرالهاى اسـرائيـلى تـلفـات آنـها در اين جنگ از مجموع جنگهاى گذشته تجاوز كرد و نزديك به هشتصد هـزار تـا يـك مـيـليون فلسطينى و لبنانى را آواره كرد. در اين جنگ سى هزار نفر كشته و هشتاد هـزار نـفـر زخـمـى شـدنـد و بـيـروت 79 روز در مـحـاصـره اسـرائيـل بـود؛ ايـن جـنـگ به اختلاف بين سوريه و ساف دامن زده و زمينه خروج عرفات و دار و دسـتـه او را از لبـنـان فـراهـم كـرد. نـيروهاى مردمى ، بويژه شيعيان اين كشور، قهرمانانه در مـقـابـل صـهـيـونـيستها مقاومت كرده و سرانجام آنها را در شهريور 1362 مجبور به ترك لبنان كردند.(209) طرحهاى صلح يا سازش بـى مـعـنـاتـريـن واژه در رابـطـه بـا رژيـم نـامـشـروع اسرائيل (صلح) است . صلح با كشورى كه تمام تلاش خود را مصروف از بين بردن هستى و مـوجوديت ديگران كرده است ، چيزى جز تسليم و سازش بى قيد و شرط در برابر اهداف پليد او نـيـسـت . دم زدن از هـمـزيـسـتـى مـسـالمـت آمـيـز بـا چـنـيـن رژيـمـى بـه مـعـنـاى تـغـافـل و چـشـم پـوشـى از آزادى و غـيـرت انـسـانـى اسـت ؛ شـايـد بـتـوان گـفـت : يـكـى از دلايـل گستاخيهاى بى حد و حصر اين رژيم در قبال ديگران همين نغمه هاى سازش كارانه تواءم بـا قـبـول ذلّت و خوارى است . تاريخ فلسطين نشان داده است كه هرگاه با اين رژيم غاصب از در سـازش و مـسـالمـت وارد شـده انـد، بـر ظـلم و سـتم خود افزوده است و هر از گاهى با كمترين فشار اين رژيم ، فلسطينيان آواره شده اند و در نتيجه ، موفقيت اين رژيم بيشتر شده است . فـكـر سـازش بـا رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى در اذهـان بـسـيـارى از رهـبـران عـربـى حـتـى قـبـل از تـشـكـيـل رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى وجـود داشـتـه اسـت . در سـال 1348 (1969 م) گـروه عـرفـات باب مذاكره با صهيونيستها را بطور محرمانه گشود كـه بـه دليـل مـخـالفـت عـنـاصـرى از سـازمـان (الفـتـح) ، مذاكرات به جايى نرسيد. بعدها آمريكاييان به واسطه عناصر خود در دانشگاه آمريكايى بيروت با بعضى از مقامات ساف وارد مـذاكـره شـده و آنـهـارا بـه دسـت كـشـيـدن از فـعـاليتهاى مسلحانه و روى آوردن به فعاليتهاى سـيـاسى تشويق كردند.(210) شايد همين تماسهاى مخفيانه رهبران فلسطينى با مقامات اسـرائيـلى بـود كـه رهـبـران عـرب را بـه مـلاقـات بـا سـران رژيـم صهيونيستى ترغيب كرد. بـنـابـرايـن ارائه و اجـراى طرحهاى موسوم به صلح ، امورى اتفاقى نيست و مساءله سازش با رژيم صهيونيستى در افكار بيشتر رهبران عربى وجود داشته است ، اما در انتظار فرصت مناسب براى ابراز آن بوده اند. قرار داد كمپ ديويد شـكـسـتـهـاى سـنـگـيـن مـصـر ا ز اسـرائيـل ، امـيـد ايـن كـشـور را از ايـنـكـه بـتـوانـد بـر اسرائيل غلبه كند، از بين برد. روسها نيز نتوانستند و يا نخواستند مصر و اعراب را در جنگ با رژيـم صـهـيـونـيـسـتى يارى دهند، به همين جهت انور سادات رئيس جمهور وقت مصر دست كمك به سوى آمريكا دراز كرد كه با استقبال اين كشور روبه رو شد. سادات براى نشان دادن حسن نيت ! خـود ضـمـن مـسـافـرت بـه اسرائيل در پارلمان اين كشور نيز سخنرانى كرده ، آمادگى خود را بـراى انعقاد پيمان صلح اعلام كرد. مذاكرات بين دو طرف با چالشهاى زيادى همراه بود، ولى سرانجام با وساطت كارتر، رئيس جمهور آمريكا، مذاكرات از بن بست خارج شد و قرار داد صلح در ارديـبـهـشت 1358 (مارس 1979) با حضور كارتر، بگين و سادات در كمپ ديويد آمريكا به امضا رسيد. مفاد اين قرارداد عبارت است از: 1 ـ صلح مصر و رژيم صهيونيستى و در نتيجه پذيرش موجوديت اين رژيم توسط مصر. 2 ـ تـخـليـه صـحـراى سـيـنـا و بـازگـردانـدن آن بـه مصر. اين بند در واقع غير نظامى شدن صـحـراى سـيـنـا بود و گرنه اين صحرا به حاكميت مصر در نيامد و نيروهاى نظامى مصر نمى توانستند در اين منطقه تردد داشته باشند. 3 ـ خـود مـخـتـارى فـلسـطـيـنـيـهـا در نـوار غـزّه و كـرانـه غـربـى رود اردن تـحـت نظارت دولت صهيونيستى .(211) پس از امضاى اين پيمان ، دو كشور روابط رسمى ديپلماتيك خود را آغاز كردند. بيشتر كشورهاى عـربـى ، تـحت فشار افكار عمومى خود، با اين قرار داد مخالفت كردند و حتى رژيم سعودى هم كمكهاى اقتصادى خود را به مصر قطع كرد. انزواى سياسى رژيم مصر ديرى نپاييد و بزودى كـشورهاى عربى ، بدون اينكه رژيم مصر در سياستهاى خود تجديد نظر كند، روابط سياسى خود را با آن بر قرار كردند. نتايج پيمان كمپ ديويد پيمان كمپ ديويد براى آمريكا و رژيم صهيونيستى نتائج زير را در پى داشت : 1 ـ تـبـديـل مـصر به پايگاه آمريكا؛ زيرا آمريكا صحراى سينا را به پايگاه نيروهاى واكنش سريع خود تبديل كرد. 2 ـ برهم خوردن توازن قوا در منطقه خاورميانه به نفع رژيم صهيونيستى . 3 ـ لغـو مـحـاصـره اقـتـصـادى كـه اعـراب از بـدو تـشـكـيـل رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى عـليـه وى اعمال مى كردند. 4 ـ حـل مـسـاءله آب بـراى رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى از طـريـق رسـانـدن آبـهـاى رود نيل به صحراى نقب در فلسطين اشغالى . 5 ـ بـازشـدن كـانـال سـوئز بـه روى كـشـتـيـرانـى دريـايـى اسرائيل و تقويت نقشه هاى صهيونيستى براى تسلط بر درياى سرخ . 6 ـ رخنه مجدد صهيونيستها به آفريقا.(212) طرح فهد در مـرداد سـال 1360 (اوت 1981) فهد بن عبدالعزيز، وليعهد سابق سعودى و پادشاه فعلى ايـن كـشـور، طـرحـى مشتمل بر هشت ماده ، جهت حل بحران خاورميانه ، ارائه داد. اين طرح كه رژيم صهيونيستى را بصراحت به رسميت مى شناخت . عبارت بود از:(213) 1 ـ عقب نشينى اسرائيل از سرزمينهاى اشغالى سال 1346 (1967 م) . 2 ـ از بـيـن بـردن آبـاديـهـاى يـهـودى نـشـيـن در مـنـاطـق اشـغـالى سال 1346 (1967 م) . 3 ـ تضمين آزادى مراسم مذهبى در مكانهاى مقدس فلسطين براى پيروان تمام اديان . 4 ـ جـبـران زيـان مـالى آن دسـتـه از فـلسـطـيـنـيـهـايـى كـه مايل به بازگشت نيستند. 5 ـ كـنـتـرل سـازمـان مـلل بر ساحل غربى رود اردن و نوار غزّه در دوره انتقالى پس از خروج از اشغال اسرائيل . 6 ـ تاءسيس دولت فلسطينى در ساحل غربى رود اردن و نوار غزّه . 7 ـ شناسايى حق حاكميت تمام كشورهاى منطقه در صلح و همزيستى مسالمت آميز. 8 ـ تضمين اجراى مواد طرح از سوى سازمان ملل متحد يا برخى از اعضاى آن سازمان . ايـن طـرح مـورد مـخـالفـت تـعـدادى از كـشورهاى اسلامى ، بويژه جمهورى اسلامى ايران ، قرار گـرفـت . امـام خمينى (ره) نوك تيز حملات خود را متوجه اين طرح ساخت و آن را خيانت به اسلام دانست و از جهان اسلام خواست با اين طرح مخالفت كنند.(214) براى اصلاح و ترميم اين طرح ، سران 21 كشور عضو جامعه عرب به دعوت ملك حسن ، پادشاه مراكش ، در شهر (فاس) گـردهـم آمـدنـد و پـس از مذاكرات مفصل با ايجاد تغييراتى در طرح فهد، طرحى به نام (طرح اعـراب بـراى صـلح) يـا طـرح فـاس را تـصـويـب كـردند، ولى اين طرح نيز مانند طرح فهد موجوديت رريم صهيونيستى را بطور ضمنى پذيرفت . كنفرانس بين المللى صلح اين طرح نخستين بار از طرف (لئونيد برژنف) يكى از رهبران اتحاد جماهير شوروى (سابق) در سـال 1360 (1981 م) عـنـوان شـد. بـرژنف ضمن محكوم كردن طرح كمپ ديويد و اشاره به شـكـسـت آن ، خـواسـتار تشكيل يك كنفرانس بين المللى صلح با شركت كليه طرفهاى درگير از جـمـله آمـريـكـا، شـوروى ، اسـرائيل ، كشورهاى عربى ، ساف و همكارى كشورهاى اروپايى شد. سـرانـجـام ، پـيـشـنـهـاد كـنـفـرانـس بـيـن المـللى صـلح در آذر مـاه سـال 1360 بـه تـصـويـب سـازمـان مـلل مـتـحـد رسـيـد و مـقـرر شـد تـا قبل از پايان سال 1363 تشكيل شود. هـمـزمـان بـا ارائه ايـن طـرح ، ريـگـان رئيـس جـمـهـور آمـريـكـا، پـيـشـنـهـاد تـشـكـيـل يـك فـدراسيون فلسطينى اردنى و واگذارى نمايندگى فلسطين به ملك حسين و ادغام نـوار غـزّه و سـاحـل غـربـى رود اردن در اردن را ارائه كـرد. ايـن پـيـشـنهاد مورد مخالفت ساف و پارلمان اردن قرار گرفت و عملى نشد. بـا شـكـسـت طـرح صـلح ريـگـان ، كـنـفـرانـس بـيـن المـللى صـلح بـار ديـگـر مـورد تـوجـه مـحـافـل بـيـن المللى از جمله كشورهاى اروپايى و سازمان كنفرانس اسلامى قرار گرفت ، ولى باكار شكنيهاى رژيم صهيونيستى تشكيل آن به تاءخير افتاد. بـا آب شـدن يـخـهـاى جـنـگ سرد بين دو ابرقدرت ، مواضع طرفين و اقمار آنها در مورد مساءله فـلسـطـين و خارميانه به هم نزديك مى شد و تاءييدات زيادترى از كنفرانس بين المللى صلح صـورت مـى گرفت و حتى رهبران فلسطينى كه از وضعيت به وجود آمده در صحنه روابط بين الملل بشدّت مضطرب بودند، از ايجاد كنفرانس بين المللى صلح حمايت كردند.(215) تا ايـنـكـه آغـاز حـركت انقلاب اسلامى در فلسطين ، طرح كنفرانس بين المللى صلح را بشدت تحت الشـعـاع قـرار داد و جـهـان عرب و محافظه كاران فلسطينى از آن به عنوان تنها راه حلّ مساءله فـلسـطـيـن يـاد كـردند. جنگ دوم خليج فارس و اشغال كويت توسط عراق و ايجاد جوّ نا امنى در خـاورمـيـانه ، ضرورت حل اين مساءله را بيش از بيش مورد توجه سردمداران نظم نوين جهانى ، ارتجاع عرب و گروههاى سازشكار فلسطينى قرار داد. قرار داد صلح غزّه ـ اريحا پـس از فـروپـاشـى شـوروى (سـابـق) نـظـام سـيـاسـى حـاكـم بـر جـهـان (نـظـام دو قـطـبى) مـتـحـول شـد و آمـريـكـا خـود را تـنـهـا قـدرت بـرتـر جـهان تصور كرد. حمله عراق به كويت و اشـغـال ايـن سـرزمـين ، بهانه اى به دست آمريكا داد تا سرورى خود را بر جهان به همه نشان دهـد. پـس از سـركـوبـى عراق و حل بحران كويت ، جرج بوش ، رئيس جمهور وقت آمريكا، اعلام كـرد كـه اكـنـون زمـان صـلح در خـاورمـيـانـه فـرا رسـيـده اسـت ؛ از نـظر او شرايط لازم براى حـل مـسـاءله اعـراب و اسـرائيـل فـراهـم بـود؛ زيـرا از يـك سـو بيشتر كشورهاى عربى در كنار آمـريـكـابا عراق جنگيده بودند و اكنون انتظار داشتند كه مزد تلاشهاى خود را دريافت كنند و از سـوى ديـگـر نـيـز اسـرائيـل كـه هـدف موشكهاى دوربرد عراق قرار گرفته بود، انتظار داشت پاداش سكوت خود را دريافت كند.(216) ايجاد انتظار متقابل براى رسيدن به صلح ، آمريكا را بر آن داشت تا دور جديدى از تلاشهاى صـلح را آغـاز كـنـد. نـخـسـتـيـن نـشـسـت مـشـتـرك بـيـن اعـراب و اسـرائيل در پايتخت اسپانيا (مادريد) انجام شد. هدف اصلى آمريكا از برگزارى مذاكرات صلح مـادريـد ايـن بـود كـه بـه طـرفين مذاكره كننده ثابت كند كه امكان ايجاد صلح و همكارى بين دو طـرف وجود دارد.(217) مذاكرات صلح مادريد پس از يازده دور گفتگو به بن بست رسيد و در حـالى كـه هـمه گروههاى شركت كننده در صدد يافتن راه حلى براى از سرگيرى مذاكرات بودند، ناگهان فاش شد كه در پايتخت نروژ (اسلو) مذاكراتى پنهانى بين سازمان آزاديبخش فلسطين و اسرائيل در جريان است .(218) اسـرائيـل و سازمان آزاديبخش فلسطين در (اسلو) به توافقات مهمى دست يافتند كه منجر به امـضـاى پـيـش نويس قرار داد صلح در واشنگتن (پايتخت آمريكا) در شهريور 1372 شد. در اين قرار داد كه به طرح صلح صلح غزّه ـ اريحا معروف است ، فلسطينيها و اسرائيليها يكديگر را بـه رسميت شناختند و اسرائيل موافقت كرد كه در بخشى از سرزمينهاى فلسطين اشغالى (منطقه اريـحـا و نـوار غـزّه) يـك حـكـومـت خـودمـخـتـار فـلسـطـيـنـى تـشـكـيـل شـود. بـر اسـاس ايـن طـرح ، پـس از گـذشـت سـه تـا پـنـج سـال بعد از انعقاد قرار داد صلح ، مذاكراتى درباره واگذارى تمامى سرزمينهاى اشغالى پس از جـنـگ 1346 (1967 م) ـ كـرانه باخترى رود اردن و نوار غزّه ـ به فلسطينيهاو نيز در مورد تشكيل كشور مستقل فلسطين انجام خواهد شد.(219) پس از گذشت چند ماه از امضاى اصول كلى قرار داد صلح در واشنگتن ، ياسر عرفات و اسحاق رابـيـن بـه نـمـايـنـدگـى از سـوى فـلسـطـيـنـيـهـا و رژيـم صـهـيـونـيـسـتـى در پـايـتـخت مصر اصـول اجـرايـى قـرار داد صـلح را نـيـز امضا كردند. با امضاى اين قرار داد، صلح رسمى بين سازمان آزاديبخش فلسطين و رژيم اسرائيل بر قرار شد و ياسر عرفات براى اداره امور دولت خودمختار فلسطينى وارد سرزمينهاى اشغالى شد و در شهر اريحا مستقر گرديد.(220) امـضـاى قـرار داد صـلح جـداگـانـه بـيـن سـاف و رژيم صهيونيستى موجب بروز عكس العملهاى متفاوتى بين كشورهاى عربى و ساير كشورهاى جهان شد. كشورهاى غربى و وابستگان آنها در مـنـطـقه خاورميانه از اين امر استقبال كردند و امضاى اين قرار داد را گام مهمى براى دست يافتن به يك صلح جامع در منطقه تلقّى كردند.(221) برخى ديگر از كشورهاى مانند ايران و سـوريـه (222) بـا ايـن قرار داد مخالفت و امضا كنندگان آن را محكوم كردند؛ زيرا معتقد بودند اين قرارداد به هيچ وجه حقوق مردم فلسطين را تاءمين نمى كند.(223) بـسـيـارى از گروههاى مبارز فلسطينى نيز با انعقاد اين قرارداد مخالفت كردند(224) و امـضـاى آن را از سـوى يـاسـر عـرفات غير مشروع اعلام كردند، گرچه برخى از آنها موافق آن هستند. (طـرفـداران طـرح صـلح تـحـت تـاءثير فشارهاى بين المللى و از ترس اينكه مبادا به عنوان (تـروريـست) از نهادهاى بين المللى اخراج شوند و در كشورهاى عربى تحت سركوب حاكمان طرفدار صلح قرار گيرند، معتقد به پذيرش صلح هستند. از ميان طرفداران صلح ، عده اى از آنـهـا ايـن طـرح را قـبـول نـداشـتـه ، از دو جـهـت بـه آن ايـراد مـى گـيـرنـد؛ اول ايـنكه عرفات بدون هماهنگى با ساير دولتهاى عربى به مذاكرات محرمانه و توافق با اسـرائيـل دسـت زده و ايـن عـمـل مـوضـع اعـراب را تـضـعـيـف ومـوضـع اسرائيل را تقويت كرده است . دوم آنكه فلسطينيها به هيچ روى نبايد از تصويبنامه شوراى ملى فلسطين كه در سال 1988 دولت مستقل فلسطين را به پايتختى بيت المقدس اعلام كرد تخطّى كـنـنـد، در حـالى كـه بـرخـلاف آن مـصـوبـه در تـوافـقـنـامه اخير سرنوشت قدس و آوارگان و تـشـكـيـل دولت مستقل فلسطينى بطور مبهم به مذاكرات نهايى سپرده شده و معلوم نيست كه به كجا خواهد انجاميد. مخالفان موافقتنامه به دو دسته تقسيم مى شوند: الف ـ بـعـضـى مـخـالف رونـد صـلح هـسـتـنـد و هـرگـونـه مـذاكـره بـا اسـرائيـل را كـه منجر به پذيرش حاكميت اسرائيل بر خاك فلسطين شود، مردود مى دانند، مانند حـمـاس ، جـهـاد اسـلامـى ، جـبـهـه خـلق بـراى آزادى فـلسـطـيـن (فـرمـانـدهـى كل) ، فتح انتفاضه و جبهه نجات فلسطين . ب ـ گـروهـهـايـى كـه با اصل روند صلح موافقند، اما تاءكيد دارند كه بايد صلحى عادلانه و جـامـع بـا اسـرائيـل صـورت پـذيـرد. مـنـظـور آنـهـا از صـلح عـادلانـه و جـامـع ايـن اسـت كـه اسـرائيـل بـه مـرزهـاى قـبـل از 1967 بـازگـردد؛ بـه اين معنى كه تمام سرزمينهاى اشغالى ، شامل كرانه غربى رود اردن ، نوار غزه ، بيت المقدس شرقى ، بلنديهاى جولان و جنوب لبنان را تـخـليـه كـنـد و حـق فـلسـطـيـنـيـان را بـراى تـشـكـيـل يـك حـكـومـت مستقل كه بتواند آوارگان را نيز به سرزمين فلسطين بازگرداند، به رسميت شناسد. از نظر ايـن گـروهـهـا، تـوافـقـنـامه غزّه اريحا اين شرايط را تاءمين نمى كند؛ بنابر اين عادلانه نيست .(225)
|