اتحاد ملى ، انسجام اسلامى و چهار سؤ ال/لطف على لطيفى پاكده
عضو هيئت علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
چكيده
اتـحـاد مـلى بـه مـعـنـاى يـكـپـارچـگـى مـلت ايـران ، راز پـيـروزى مـلت و عـامـل
اسـتـحـكـام جـامـعه است . مخاطبان آن نيز عبارت اند از توده هاى ملت ، مسئولين
نظام و دستگاه هاى دولتى .
انـسـجـام اسـلامـى بـه مـعـنـاى همدلى ، همراهى و برادرى مسلمانان جهان بر مبناى
اسلام و تـوحـيـد، و هـمان دستور صريح خداى حكيم ، و پيشوايان معصوم عليهم السلام
است . بى گـمـان دليل اصلى ما براى دعوت از جهان اسلام به وحدت ، لزوما نياز شيعه
به وحدت بـا اهـل سـنـت و يا بالعكس نيست ، بلكه اين ضرورت حفظ اسلام است كه همه
مسلمين را به وحـدت فـرا مـى خـوانـد. انـسجام اسلامى شرط اصلى اعلاى كلمه اسلام ،
راز عظمت و كليد حـل تـمـام مـشـكـلات مـسـلمـيـن بـوده ، موجب احساس قدرت آنان مى
گردد. با وجود اين اهميت ، پـرسـش اين است كه ماهيت اتحاد ملى و انسجام اسلامى چيست
؟ چرا، چگونه و با چه كسانى بـايـد اتحاد و انسجام داشت ؟ اين مقاله عمدتا با بهره
گيرى از بيانات حضرت آيت اللّه خامنه اى به پرسش هاى ياد شده پاسخ داده است .
كليد واژه ها: اتحاد ملى ، انسجام اسلامى ، وحدت ، مقام معظم رهبرى ، مسلمانان .
مقدمه
اتحاد ملى و انسجام اسلامى ، طبق دستور صريح قرآن مجيد، پيامبر اعظم صلى الله عليه
و آله و سـلم و سـاير پيشوايان معصوم ما عليهم السلام امرى واجب و ضرور است ،
بعلاوه ايـن مهم ، از دستورات امام خمينى رحمة الله عليه ، مقام معظم رهبرى و از
رهنمودهاى مصلحان بـزرگـى بـسـان آيـت الله العـظـمـى بـروجـردى ، سـيـد جـمـال
الديـن اسـد آبـادى ، امـام مـوسـى صـدر و شـيـخ محمود شلتوت نيز مـى بـاشـد. به
لحاظ عقلى و تجربى نيز اهميت اتحاد ملى و انسجام اسلامى چنان است كه مى توان مدعى
بود يكى از دلايل اصلى عقب ماندگى تاريخى كشورهاى اسلامى و از جمله كشور ما ضعف
همين عامل اصلى است . اهداف اين مقاله را مى توان در پاسخ به چهار پرسش خلاصه كرد:
ـ ماهيت اتحاد ملى و انسجام اسلامى چيست ؟
ـ اتحاد ملى و انسجام اسلامى چگونه شكل مى گيرد؟
ـ چرا اتحاد ملى و انسجام اسلامى مهم است ؟
ـ با چه كسانى بايد اتحاد و انسجام داشت ؟
مـنـابـع مـا در پـاسـخ يـابـى ايـن پـرسـش هـا عـبـارت انـد از: مـنـابـع ديـنـى
شامل قرآن مجيد، روايات معصومين و ديدگاه هاى متخصصان دينى بويژه مقام معظم رهبرى ،
تـجـربه هاى تاريخى و علمى بشر و نظرات دانشمندان علوم مختلف . اتحاد ملى و انسجام
اسلامى را در دو فصل جداگانه به بحث مى نشينيم و هر يك را در قالب چهار پرسش بالا
برمى رسيم .
گفتار اول : اتحاد ملى
مفهوم اتحاد ملى
اتـحـاد مـلى بـه مـعناى يكپارچگى ملت است ، مقصود از ملت ، همه شهروندان ايران
اسلامى اسـت . از ايـن مفهوم ، تحت عناوين مختلفى همچون وفاق اجتماعى ، همبستگى
اجتماعى ، وفاق مـلى ، وحـدت ملى و ... نيز ياد شده است . اتحاد يا وحدت ملى را به
چند صورت مى توان تفسير كرد:
1. اتـحـاد اجـزاء مـلت : مـلت مـا بـسـان بـسـيـارى از مـلل ديـگـر از قـومـيـت
هـا، زبـان هـا، جـنـسـيـت هـا، سـنـيـن و اقـشـار مـخـتـلفـى تـشـكـيـل شده است .
سطوح علمى و درآمدى افراد هم با يكديگر فرق دارد. اما اشتراكاتى نيز با هم دارند.
معظم رهبرى در اين زمينه مى فرمايد:
وحـدت مـردم ، اتـحـاد قـلبـى مـردم ، اتـحـاد روحـى مـردم ، مـحـبـت مـردم ، وفـاق
مـردم حول نظام اسلامى ، حول احكام مقدسه اسلام ، حول قانون اساسى - كه قانون اساسى
هم مـنـطـبـق بـر احـكـام اسـلامـى اسـت - حـول قـوانـيـن كـشـور - كـه لااقل اغلب
آنها منطبق بر قوانين اسلامى است ، اگر نگوييم همه اش منطبق است - وحدت ملى را
تشكيل مى دهد. (26/1/79)
كـه البته همه محورهاى يادشده را مى توان در قانون اساسى خلاصه كرد، زيرا همه آن
موارد در قانون اساسى مورد تاءكيد واقع شده اند.
سؤ ال بعدى اين است كه آيا وحدت اجزاء ملت به اين معناست كه ما بايد اختلافات را به
طـور كـامـل ناديده انگاريم ، و اجازه بيان سليقه هاى مختلف را به افراد و احزاب
ندهيم ، يا معناى ديگرى دارد؟ در اين باره ، مقام معظم رهبرى تاءكيد دارند:
مـعـنـاى وفـاق ايـن نـيـسـت كـه گـروهـهـا و تـشـكـيـلات و جـنـاحـهـاى گـونـاگـون
اعـلام انـحلال كنند، نه ، هيچ لزومى ندارد. معناى وفاق اين است كه نسبت به هم
خوشبين باشند، رحـمـاء بـيـنـهـم (فـتـح : 29) بـاشـنـد، هـمـديـگـر را تـحمل كنند،
در جهت ترسيم هدفهاى والا و عالى و براى رسيدن به آنها به يكديگر كمك كـنـنـد و از
ايـجـاد تـشنج ، بداخلاقى ، درگيرى ، اهانت و متهم كردن بپرهيزند. امروز به نظر من
وظيفه ما اين است . (7/3/81)
2. يكپارچگى ملت و دولت : در اين تفسير، تمام اجزاء ملت و دولت ، بسان پيكر يك
انسان واحـد بـا هـم هـمـاهنگ هستند. در واقع اگر جامعه بشرى را به يك موجود زنده ،
مانند انسان تـشـبـيـه كنيم ، اتحاد يعنى اجزاء گوناگون بدن با يكديگر و با اجزاء
مديريتى بدن مـانند قلب و مغز يكپارچه باشند، و اگر دردى بر يكى وارد شود ديگر
اجزاء بدن با او هـمـدردى كـنـنـد و اگـر لذتـى وارد آيـد سـايـر اجزاء نيز خوشى
كنند. اما تفرقه به اين مـعناست كه برخى اجزاء اين بدن با بقيه هماهنگ نباشند،
مانند پايى كه بر اثر حادثه يـا بـيـمـارى ، بـا بـقيه بدن هماهنگ نيست و شل مى زند
يا فلج است . در حديثى از پيامبر اعظم (ص ) نيز آمده است :
مـؤ مـنـان بسان يك انسان واحد هستند، كه اگر سر او به درد آيد، ساير اعضاى بدنش با
تـب و بـيـدارى شـب بـا او هـمـدردى مـى كـنـنـد.
در كل اگر بخواهيم تعريف خلاصه اى از اتحاد ملى ارائه دهيم ، مى شود به اين سخن
مقام معظم رهبرى استناد كرد:
اتحاد ملى ، يعنى يكپارچگى ملت ايران [بر محور قانون اساسى ]. (1/1/86)
ضرورت اتحاد ملى
راستى چرا اتحاد ملى مهم است ؟ اگر نباشد چه اتفاقى مى افتد؟ نخستين قدم در فهم
اهميت يك پديده ، اين است كه با فوايد آن آشنا شويم كه عبارت اند از:
1. استحكام بنيان ها:
بـراى ايـن كـه ما بنيانهاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى خود را مستحكم كنيم ، پيش
نياز اولى قطعى ما، ايجاد وفاق و وحدت كلمه است . (7/3/81)
2. رمز پيروزى :
وحـدت كـلمه ، رمز پيروزى ملت ايران در مراحل مختلف بوده و امروزه نيز مهم ترين
وسيله ملت ما براى مقابله با تحريكها و توطئه هاست . (1/3/69)
گـام ديـگر براى فهم اهميت وحدت ، اين است كه ببينيم با نبودِ وحدت ، چه خساراتى به
ما مى رسد در اين باره مى توان موارد ذيل را برشمرد.
1. خـوشـحـالى دشـمـن : تـفرقه از بدترين آسيب هايى است كه مى تواند بر يك ملت يا
خـانـواده وارد آيـد. از جمله شعارهاى استعمار پير انگليس يكى اين بود كه تفرقه
انداز و حـكـومـت كـن ! اگـر كـسـانـى بـراى تـفـرقـه مـزايـا و فـوايـدى را قـائل
بـاشـند، خوب است به اين سخن امير المؤ منين على ابن ابى طالب عليه السلام نيك توجه
كنند:
ِ... إِنَّ اللَّهَ سـُبـْحـَانـَهُ لَمْ يـعـْطِ اءَحـَدا بـِفـُرْقـَةٍ خـَيـرا
مـِمَّنْ مـَضـَى وَ لَا مـِمَّنْ بـَقِى
هـمانا خدا كه از هر عيب و نقصى دور است ، به واسطه تفرقه به هيچ كس از گذشتگان و
آيندگان خيرى نداده است .
2. عامل شكست : از نگاه قرآن مجيد، سستى ، دعواى با يكديگر و نافرمانى از رهبرى را
از علل مهم شكست معرفى مى شود:
وَلَقـَدْ صـَدَقـَكـُمُ اللّهُ وَعـْدَهُ إِذْ تـَحـُسُّونـَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى
إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِى الاَمْرِ وَعَصَيتُم مِّن بَعْدِ مَا
اءَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ... (آل عمران : 152)
و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانيد: آنگاه كه به فرمان او،
آنان را مـى كشتيد، تا آنكه سست شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم ] با
يكديگر به نـزاع پـرداخـتـيـد، و پـس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را]
به شما نشان داد، نافرمانى نموديد... .
روش ديـگـر بـراى فـهـم اهـمـيـت وحـدت ايـن اسـت كه ويژگى ها و خصوصيات تفرقه را
دريابيم كه چيست . بر اساس منابع دينى ما تفرقه ويژگى هايى چنين دارد:
1. از لشـكـريـان جـهـل : در حـديـثـى از امـام صـادق عـليـه السـلام آمـده اسـت
كـه عـقـل و جـهـل هـر يـك لشـكـريـانـى دارنـد. در ايـن حـديـث طـولانـى ،
لشـكـريـان عقل و جهل را يك يك برشمرد و مى فرمايد:
وَ الاُْلْفـَةُ وَ ضـِدَّهَا الْفُرْقَةَ.
و مـهـرورزى و ضـد آن تـفـرقـه اسـت . (كـه اولى بـه عـنـوان لشـكـر عقل و دومى به
عنوان لشكر جهل معرفى شده است .)
2. هـديـه شـيطان : اميرالمؤ منين على ابن ابى طالب عليه السلام در نهج البلاغه
زمانى كه تكنيك هاى شيطان را بيان مى كند به اين مساءله اشاره دارد كه :
إِنَّ الشَّيـطـَانَ ...يـعـْطـِيـكُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ وَ
بِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ.
همانا شيطان ... به جاى وحدت به شما تفرقه مى دهد و به اين وسيله بين شما فتنه مى
اندازد.
3. عذاب : پيامبر اعظم (ص )، وحدت را رحمت و تفرقه را عذاب معرفى مى فرمايد:
... ان الجـمـاعـة رحـمـة و الفـرقـة عـذاب .
همانا جماعت [وحدت ] رحمت است و تفرقه عذاب است .
چگونگى شكل گيرى اتحاد ملى
در بيان چگونگى شكل گيرى اتحاد ملى دو مقوله مهم مطرح است : كارهايى كه نبايد انجام
داد و كارهايى كه بايد انجام داد. در اين باره ، پيشنهادهاى زير ارائه مى شوند:
1. عوامل وحدت افزا: شيوه هاى زير به ارتقاء اتحاد ملى كمك مى كند:
1 ـ 1. پـرهـيـز از خـشونت در رفتار و گفتار: سخن تند آدميان را مى رماند. چنين است
كه در وحـدت مـلى هـمـه بـايـد بـيـاموزيم تا خواسته هاى خود را با زبانى نرم بيان
كنيم و از خـشـونـت هـاى رفـتـارى و گـفـتارى ، جز در محدوده اجراى قانون بپرهيزيم
. در قرآن مجيد خطاب به پيامبر اعظم (ص ) آمده است :
فَبَِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّا غَلِيظَ الْقَلْبِ
لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ... .
(آل عمران : 159)
پـس بـه [بـركـت ] رحـمـت الهـى ، بـا آنـان نـرمـخـو [و پـرمـهـر] شـدى ، و اگر
تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى شدند... .
در اين باره ، مقام معظم رهبرى نيز تاءكيد دارد كه :
بـا تـشـر زدن و دعـوا كـردن و تـهـديـد كـردن ، هـمـيـشـه ايـن مـقـصـود [وحـدت
جـامـعـه ] حـاصـل نـمـى شـود. بـيـشـتـر بـا مـحبت و جلب قلوب و جذب بايد اين
مقصود را عملى كرد. (1/12/1369)
2 ـ 1. تـاءكـيـد بـر مـشتركات : تاءكيد بر مشتركات مى تواند در افزايش وحدت مؤ ثر
بـاشـد، تاريخ مشترك ، زبان ملى مشترك ، سرنوشت مشترك ، دشمن مشترك ، علايق مشترك
مانند علاقه به اسلام ، قرآن مجيد و پيامبر اعظم (ص )، اميرالمؤ منين على ابن ابى
طالب (ع ) كه در بين اغلب مردم ما مشترك است و در سطوح پايين تر علاقه به شاعرانى
بسان سعدى ، حافظ، شهريار و امثال آنها، و... مى تواند مؤ ثر واقع شود.
3 ـ 1. گسترش همكارى ها: چنان بايد كرد كه همكارى ها در سطوح كشورى افزايش يابد.
دانـشگاه هايى با هويت مشترك ، سرودهايى با چند زبان محلى ، اجراى پروژه هاى بزرگ
بـا هـمـكـارى نـخـبـگـانـى از قـومـيـت هـاى گـونـاگـون ايـرانـى ، و امثال آن مى
تواند مفيد فايده باشد.
4 ـ 1. كـوتـاه آمـدن در امـور فـرعى : يك امر مهم در ايجاد وحدت اين است كه گاهى
كوتاه بياييم . بدون تنازل ممكن نيست وحدت ايجاد شود. در اين باره ، مقام معظم
رهبرى فرمايد:
بـدون تـنـازل ، امـكـان نـدارد كـه ايـن مـقـصـود [وحـدت ] حاصل بشود. (1/12/1369)
5 ـ 1. توجه به دشمن مشترك : امروزه كه دشمنان مشترك ملت ايران با چشمانى حريص و
طـماع به منابع زير زمينى و رو زمينى كشور ما مى نگرند و بنا بر اين گذاشته اند كه
مـلت ايران را تجزيه و اسلام عزيز را در اين مملكت ريشه كن كنند، بسى زشت و خطرناك
است اگر به اختلافات داخلى مشغول شويم .
6 ـ 1. بـرخـورد بـا تـفـرقـه افكنان : برخى افراد بدون توجه به منافع عظيم وحدت
براى مردم ، سعى دارند تا تفرقه اندازند. با اينان بايد برخوردى قاطعانه داشت . هر
گـونـه سـهـل انـگـارى در مـواجـهه با اينان ممكن است چنان كند كه بعدها ناچار شويم
چند برابر خسارت بپردازيم . در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
بـعضيها تلاش مى كنند كه بين مردم اختلاف بيندازند، بعضيها هم تلاش مى كنند كه مردم
را نـسـبـت به مسئولان و نظام بدبين كنند. اينها بدانند كه اين كار خيانت است و من
ادامه اين گونه كارها را تحمل نخواهم كرد. (13/4/1370)
2. عـوامـل تـضـعـيـف اتـحـاد مـلى : بـراى ايـجـاد وحـدت مـلى ، هـمـان گـونـه كـه
شـنـاخـت عـوامـل و زمـيـنـه هـاى هـمـگـرايـى ضـرورت دارد، شـنـاخـت عـوامـل و
زمـيـنـه هـاى اخـتـلاف نـيـز بـايـسـتـه اسـت . عـوامـل زيـر اتـحـاد مـلى را زيـر
سئوال مى برند و به تفرقه كمك مى كنند. از اين رو بايد با آنها مبارزه كرد:
1 ـ 2. تـحـقـيـر: تحقير مخاطبان وحدت به هر صورتى كه باشد ممنوع است . بر اساس
نـهـى صـريح خداى بزرگ ، هيچ قومى حق ندارد قوم خود را از اقوام ديگر بهتر بداند و
به تمسخر آنها بپردازد. در واقع ، اين فرمان الهى است كه :
يا اءَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ يسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى اءَن يكُونُوا
خَيرا مِنْهُمْ... . (حجرات :11)
اى كـسـانى كه ايمان آورده ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از
اينها بهتر باشند... .
2 ـ 2. تـبـعـيـض : تـرجيح غير منطقى فرد يا افرادى بر ديگران چه در نگاه ها، و چه
در رفـتـارهـا و تـوزيـع امكانات مى تواند وحدت ملى را تضعيف كند و يا به انسجام
اسلامى لطـمـه زنـد. نـاظـران حـكـومتى بايد به دقت مراقبت كنند كه توزيع امكانات
دولتى به شكلى عادلانه صورت پذيرد تا موجبات جدايى و تفرقه فراهم نشود.
3 ـ 2. بـزرگ نـمـايـى مـسـائل اخـتـلاف انـگـيز: در واقع بايد از هر رفتار تنش
آفرينى پرهيخت . پاره اى از رفتارها، اظهار نظرها و امثال آن مى تواند تنش آفرين
باشد. اهميت و ضـرورتِ چه نيازى مهم تر از وحدت جامعه است ؟ شايد برخى گمان برند
منافع جامعه از قبال تفرقه ، بيش از وحدت تاءمين مى شود. اينان بدانند كه گمانى خام
دارند. در اين باره ، امام حسن مجتبى (ع ) مى فرمايند:
اءَلَا وَ إِنَّ مَا تَكْرَهُونَ فِى الْجَمَاعَةِ خَيرٌ لَكُمْ مِمَّا تُحِبُّونَ
فِى الْفُرْقَةِ.
آگاه باشيد، آنچه شما از وحدت ناپسند مى داريد، برايتان بهتر است از آنچه از تفرقه
دوست داريد.
مخاطبان اتحاد ملى
مخاطبان اتحاد ملى عبارت اند از:
1. هـمـه آحـاد مـلت : تـك تـك آحـاد مـلت از مـخاطبان وحدت ملى هستند. در اين باره
، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
هـر مـلتـى كـه مـتـحـد بـاشـد، هـر مـلتـى كـه مـيـان خـود تـنـازع و جـدال
ويـرانـگـر نـداشـتـه بـاشـد، هـر مـلتـى كـه بـا مـسـئولان خـود يـكـدل و
يـكـزبـان بـاشـد و مـسـئولانـش را از خـود بـدانـد و مـسئولان هم به وظايفشان در
مـقـابـل مـلت عـمـل كـنـنـد و خـود را خـدمـتـگـزار مـردم بـدانـنـد، آن مـلت در
مقابل همه دشمنيها شكست ناپذير خواهد شد. (7/10/1379)
2. مـسـئولان نظام : اينان نيز وظيفه دارند با يكديگر هماهنگ باشند تا در برابر
دشمنان احـسـاس قـدرت بـيـش تـرى كـنـنـد و در حـل مـشـكـلات مـردم مـوفـق تـر عمل
كنند:
امـروز وفـاق مـلى يـك وظـيـفـه عـمـومـى اسـت . تـسـليـم شـدن در مقابل قواره كلى
نظام اسلامى ، يكى از وظايف عمومى ما مسئولان است . (20/8/1381)
3. دسـتـگـاه هاى دولتى : دستگاه هاى دولتى بويژه قواى سه گانه بايد با هم هماهنگ
عمل كنند:
بـه مـسـئولان در سـطـوح مـخـتـلف هـم عـرض مـى كـنم كه يكى از راههاى موفقيت عملى
و جا گـرفـتـن در چـشم مردم ، همكارى دستگاههاى مختلف و همكارى قواى سه گانه است ،
نبايد هـمـديـگـر را تـضـعـيـف بـكـنـنـد. هـيـچ كـس نـبـايـد قـواى مسئول مملكت را
تضعيف بكند. (7/10/1379)
گفتار دوم : انسجام اسلامى
چيستى انسجام اسلامى
انـسـجـام اسـلامـى يـعـنى چه ؟ در اين باره ، دو سرى تفسير مطرح است ، تفاسير درست
و معانى نادرست .
الف ) تـفـاسـيـر درسـت : مـعـانـى درسـت انسجام اسلامى به شرح زير است در اين باره
، گفتنى است كه انسجام اسلامى را مى توان در سه واژه خلاصه كرد:
1. همدلى : انسجام اسلامى به اين معناست كه همه مسلمين ، يار و ياور هم بوده ، شريك
غم هـا و شـادى هـاى يـكـديـگـر بـاشند. از غم هم خوشحالى نكنند و از شادى هم اظهار
تاءسف نـنـمـايـنـد. در واقـع دوسـتـدار هـم بـاشـنـد و كـيـنـه اى از هـم بـدل
نـداشـته باشند. تعابير قرآن مجيد از رفتارهاى مؤ منان با يكديگر به گونه اى است كه
روحيه وحدت را به خوبى باز مى تاباند. در اين رهنمودها بر اين نكته اساسى تاءكيد
شده است كه مؤ منان به يكديگر كينه نورزند.
... (مؤ منان مى گويند) پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر
ما پيشى گرفتند ببخشاى ، و در دل هايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده اند [هيچ
گونه ] كينه اى مگذار!... . (حشر: 10)
بـر ايـن اسـاس ، انسجام اسلامى يعنى اين كه دل هاى مسلمين به هم نزديك تر شود و
همه در زير پرچم توحيد و اسلام گرد آيند. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
رسـالت و پـيـام و وظـيـفـه الهـى مـا ايـن اسـت كـه در مـقـابـل آنـچـه
اسـتـعـمـار انجام داد، حركت كنيم ، يعنى دلهاى مسلمين را درسطح جهان به هم نزديك
كنيم و آنهارا زير پرچم توحيد و اسلام گرد آوريم . (31/3/1368)
مـسـلمين بايد به هم كمك كنند و در شادى يكديگر شاد، و در غم يكديگر غمگين باشند.
اين پيام انقلاب ماست . (31/3/1368)
2. هـمـراهـى : مـقام معظم رهبرى كه خود سال 1386 را به نام اتحاد ملى و انسجام
اسلامى ناميدند، در تعريف انسجام اسلامى چنين مى فرمايد:
انـسـجـام اسـلامـى ، يعنى ملت هاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه خود
را با ملت هاى اسلامى محكم تر كند. (1/1/1386)
3. بـرادرى : هـمـدلى و همراهى را در جمع مى توان روحيه برادرى ناميد كه تعبير
زيباى قـرآن مـجـيـد بـراى تـوصـيف روابط مؤ منين است . بر اين اساس ، انسجام
اسلامى به اين معناست كه مسلمين بايد با هم احساس برادرى داشته باشند. به تعبير
قرآن مجيد:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ... . (حجرات : 10)
در حقيقت مومنان با هم برادرند... .
همچنين مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
معتقد به استحكام روابط برادرى بين مسلمانان هستيم . (31/3/1368)
ب . مـعـانـى نادرست : برخى از مخالفان انسجام اسلامى معانى نادرستى از اين مفهوم
والا در ذهن دارند و بر اين اساس با آن مخالفت مى كنند. ما با اشاره به بعضى از اين
گونه معانى ، به رد آنها مى پردازيم :
1. يـكـسـانـى عـقـايـد: يـكـسـانـى عـقـايـد البـتـه اگـر در مسير درست باشد خوب
است اما مـشـكـل ايـن اسـت كـه بـه راحـتـى قـابـل تـحـقـق نـيـسـت و دسـت كـم ايـن
كـه قـدم اول نيست و اگر هم مطلوب باشد قدم نهايى است . امام باقر عليه السلام
فرمودند روزى نزد على ابن حسين (ع ) سخن از تقيه به ميان آمد ايشان فرمودند:
بـه خـدا قسم اگر ابوذر از آنچه در قلب سلمان مى گذرد اطلاع داشت او را مى كشت و
اين در حـالى بـود كـه پـيامبر خدا(ص ) بين آنها برادرى برقرار كرده بود؛ پس گمان
شما به ساير مردم چيست ؟
اگـر نـتـوان بـيـن سـلمـان و ابـوذر كـه از صـحـابـه بـزرگ و بـسـيـار درسـت كـار
رسـول اللّه (ص ) بـودنـد يـكـسـانى كامل عقايد را برقرار كرد، مى توان مدعى بود كه
انجام چنين كارى بين مردم عادى كارى محال است .
2. پـذيرش مذهب يكديگر: ممكن است برخى افراد اعتقاد داشته باشند ما زمانى حاضر به
وحدت هستيم كه مخاطبان ما، مذهب ما را بپذيرند، و گر نه اختلافات پايان ناپذير است
. ايـن عقيده نيز مانند اعتقاد پيشين ، غير قابل اجرا و نشدنى است . البته اگر همه
مذهب حق را بـپـذيـرنـد بـسـيـار مـطلوب است اما چنين كارى عملى نيست . در سيره
بزرگان دين هم نمى بـيـنـيـم كـه فـرضـا امـيرالمؤ منين على ابن ابى طالب (ع )
طرفداران خود و يا امت زمانه خويش را مجبور كرده باشد مذهب واحدى را بپذيرند. حتى
اگر تصور كنيم كه همه مذهب حق را بـپـذيـرنـد بـازهـم لزوما انسجام اسلامى حاصل نمى
شود، زيرا به چشم خود ديده ايم افـرادى را كـه از يـك مـذهـب ، از يـك شـهـر و چـه
بـسـا از يـك خـانواده بوده اند اما باز هم اختلافات جدى داشته اند.
3. كـوتـاه آمـدن از اصـول : مـمـكـن اسـت بـرخى گمان برند كه انسجام اسلامى به
معناى كـوتـاه آمدن از اصولى است كه آن ها را محترم مى دانيم . اين معنا هم نادرست
است . تاريخ نـشـان داده اسـت كـه مـى شـود هـم اصـول را حـفـظ كـرد و هـم وحـدت
داشـت . يـك ضـرب المثل مى گويد دشمن بهترين معلم است . در تاريخ معاصر جهان شاهديم
آمريكا و شوروى سـابـق دشـمـنـان خـونى هم بودند اما براى مبارزه با هيتلر پذيرفتند
با يكديگر انسجام يـابـنـد. در آن زمـان هـيـچ يك از اصول خود كوتاه نيامدند، اما
با همكارى نزديك توانستند دشـمـن مـشترك را دفع كنند. تصور كنيد اگر چنين انسجامى
در حوزه اسلامى پديد آيد آيا نـمـى تـوان شـر بـزرگـتـريـن دشـمـنـان اسلام را از
جهان اسلام دفع كرد؟ اين تجربه تـاريـخ بـشـرى ، نـشـان مـى دهـد كـه امـكـان
بـرقـرارى وحـدت بـا حـفـظ اصول موجود است .
البـتـه بـايـد اذعـان داشـت كـه بـراى انـسـجـام اسـلامـى ، قـدرى تـنـازل لازم
اسـت . امـا ايـن تـنـازل ، لازم نـيـسـت از اصـول بـاشـد، مـى تـوان از بـرخى
فروعات كه اهميت كليدى ندارند، چشم پوشى كرد. مثال اين امر از روش حكومتى اميرالمؤ
منين على ابن ابى طالب (ع ) چنين است كه آن حضرت ، لشكريان خود را از خواندن نماز
مستحبى به جماعت در مسجد و در ماه مبارك رمضان منع كرد، امـا نـزديـك بـود شـورشـى
بـرپـا شـود. لذا آن بزرگوار براى حفظ انسجام مسلمين ، از دستور خود صرف نظر كرد.
اهميت و ضرورت انسجام اسلامى
آيـات صـريـح قـرآن مـجـيد و سيره روشن اهل بيت عصمت عليهم السلام به خوبى نشانگر
ضرورت انسجام اسلامى است . در اين باره ، گفتنى است :
1. دستور خداى حكيم : انسجام اسلامى دستور صريح خداى حكيم است :
وَاعـْتـَصـِمـُوا بـِحـَبـْلِ اللّهِ جـَمـِيـعـا وَلاَ تـَفـَرَّقـُوا. (آل عمران
: 103)
و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد.
در آيـه فـوق يـك امـر و يـك نـهـى صريح وجود دارد. دستور به وحدت بر محور ريسمان
الهى (كتاب خدا) و ديگر، نهى از تفرقه است . در ادامه آيه ، از وحدت با عنوان نعمت
الهى و از تفرقه با عنوان پرتگاه آتش ياد شده است . در دو آيه بعد دستور صريح خدا
مورد تاءكيد واقع شده است كه تفرقه نداشته باشيد:
وَلاَ تـَكـُونـُوا كـَالَّذِيـنَ تـَفـَرَّقـُوا وَاخـْتـَلَفـُوا مـِن
بـَعـْدِمـَا جـَاءَهـُمُ الْبـَيـنـَاتُ . (آل عمران :105)
و چـون كـسـانـى مـباشيد كه پس از آنكه دليل آشكار برايشان آمد، پراكنده شدند و با
هم اختلاف پيدا كردند.
در كـلام الهـى دسـتورات ديگرى نيز وجود دارد كه رايحه طيبه وحدت از آن ها به مشام
مى رسد. نمونه آن ها دستور به همكارى با يكديگر بر اساس تقوا و نيكوكارى است .
تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى ... (مائده :2)
در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، ....
2. دستور پيامبر اعظم (ص ): آن بزرگوار به صراحت امر فرموده اند:
لَا تـَخـْتـَلِفـُوا فـَإِنَّ مـَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ اخْتَلَفُوا فَهَلَكُوا.
اختلاف نورزيد، كسانى كه پيش از شما بودند بر اثر اختلاف ورزيدن نابود شدند.
پـيـامـبـر اعـظـم (ص ) هـمـچـنـيـن شـرط مـسـلمـانى واقعى را در اين مى داند كه
بايد براى حل مشكلات جامعه اسلامى آستين همت را هر روزه بالا زند.
مـَنْ اءَصـْبـَحَ وَ لَم يـهْتَمُّ بِاءُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيسَ بِمُسْلِمٍ.
هر كه صبح كند در حالى كه نسبت به امور مسلمين بى اعتنا باشد مسلمان نيست .
در روايـت ديـگـرى عـلاوه بـر عـبـارتـى مشابه با حديث بالا، چنين آمده است كه اگر
مردى مـسـلمانان را به كمك فراخواند و مسلمانى اين درخواست را بشنود و پاسخ مثبت
ندهد مسلمان نيست .
... وَ مـَنْ يـسـْمـَعُ رَجُلًا ينَادِى يا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يجِبْهُ
فَلَيسَ بِمُسْلِمٍ.
... و هر كه بشنود مردى از مسلمانان كمك مى خواهد، آنگاه اجابت نكند مسلمان نيست .
در اين دو روايت مسلمين به همكارى با يكديگر تشويق شده اند كه از مصاديق بارز
انسجام اسـلامـى اسـت . يـاد آور مـى شـود بـر اسـاس احـاديـث مـوجـود در كـتـب
اهـل سـنـت نـيـز انـسـجـام اسـلامـى بـسـى بـا اهـمـيـت اسـت . بـراى مثال ، در
روايتى از رسول اللّه (ص ) آمده است :
مـن احـب منكم ان ينال بحبوحة الجنة فليلزم الجماعة فان الشيطان مع الواحد و هو من
الاثنين ابعد.
هـر كـه دوسـت دارد در مـركـز بهشت باشد بايد كه با جماعت همراه باشد زيرا شيطان با
فرد تنهاست و اگر دو نفر باشند شيطان دورتر است .
3. رفـتـارشـنـاسـى مـعـصـومـيـن عـليـهـم السـلام : ايـن بـزرگـواران در سـخـن و
عمل هيچ گاه به تفرقه دامن نزدند و همواره از وحدت مسلمين پشتيبانى مى كردند. زندگى
حضرت على (ع ) نماد بارز اين مساءله است . جنگ هاى امير المؤ منين على ابن ابى طالب
(ع ) هر سه با كسانى بوده است كه وحدت جامعه اسلامى را مخدوش ساخته ، از فرمان حاكم
اسـلامـى تخطى كرده بودند و به جنگ با آن بزرگوار برخاسته بودند. در اين باره ،
توجه به رهنمودهاى زير زيباست :
1 ـ 3. سخنان اميرالمؤ منين على ابن ابى طالب (ع ): آن بزرگوار طى سخنان مفصلى ما
را هـشـدار مـى دهـد كـه از سـرنـوشـت امـت هـاى پـيـشين درس بياموزيم و خوب بنگريم
كه چه چيزهايى اسباب عزت ، نعمت ، بزرگوارى و سلامت را برايشان فراهم كرد، مواردى
مانند دورى از تـفـرقه ، مهرورزى با يكديگر و تشويق و سفارش آن به همديگر. و
بپرهيزيد از هـر چه كه ستون فقرات آنها را شكست ، و خوارشان ساخت ، مواردى بسان
كينه ورزى ، پـشـت كـردن جـان ها به يكديگر و فقدان روحيه همكارى .
2 ـ 3. سخنان امام حسن (ع ): آن بزرگوار طى سخنانى براى لشكريان خود فرمودند:
مـن خـيـرخـواه تـريـن خـلق خـدا نـسـبـت به خلق او هستم و اكنون هيچ كينه اى از
مسلمانى به دل ندارم و نمى خواهم تا هيچ بدى و غائله اى ضد مسلمانى ايجاد كنم .
آگاه باشيد! آنچه از وحدت ناپسند مى داريد برايتان بهتر است نسبت به آنچه از تفرقه
دوست مى داريد... .
3 ـ 3. دعاى امام سجاد(ع ): آن بزرگوار در كتاب شريف صحيفه سجاديه از خداى بزرگ مى
طلبد:
و اءلبـسـنـى زيـنـة المـتـقـيـن ، فـى بـسـط العدل ، و كظم الغيظ، و إ طفاء
النائرة و ضم اءهـل الفـرقـة ، و إ صـلاح ذات البـيـن ... .
و لبـاس زيـبـاى پـارسـايـان را بـر مـن بـپـوشـان در تـرويـج عـدل ، فـرو خـوردن
خـشـم ، خـامـوش سـاخـتـن آتـش فـتـنـه و دشـمـنـى ، پـيـونـد دادن اهل تفرقه و
اصلاح كردن كدورت ها... .
آيـا از ايـن زيـبـاتـر مـى تـوان در تـرويـج وحـدت سـخـن گـفـت ؟ تـرويـج عـدل از
مـهـم تـريـن زمـينه هاى شكل گيرى و ماندگارى انسجام اسلامى است . فرو خوردن خـشم ،
بسيارى از تفرقه ها احتمالى را از بين مى برد. تلاش براى فرو نشاندن نائره كه عبارت
از فتنه ها، كينه ها و عداوت هاى اجتماعى است ، همچنين كوشش براى پيوند دادن اهـل
تـفـرقـه و اصـلاح كـردن كـدورت هـا از جمله نشانه ها و زينت هاى لباس با تقوايان
شمرده شده است .
4 ـ 3. زيـارت نـامـه ائمـه اطهار عليهم السلام : در زيارت نامه معتبر آن بزرگواران
مى خوانيم :
بِكُمْ تَمَّتِ النِّعْمَةُ وَ اجْتَمَعَتِ الْفُرْقَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ
... اءَتَيتُكَ ...مُوَالِيا لاَِوْلِيائِكَ مُعَادِيا لاَِعْدَائِك .
بـه وسـيـله شـمـا [نـعـمـت الهـى ] كـامـل مـى شـود، و تـفـرقـه بـه اجـتـمـاع
تـبـديـل مـى شـود، سـخـن هـا يكى مى گردد... نزد تو آمدم ... در حالى كه با دشمنان
تو دشمن و با دوست داران تو دوست هستم .
بر اساس اين زيارت نامه معتبر، به وسيله ائمه اطهار عليهم السلام مى توان تفرقه را
بـه وحـدت تـبـديـل كـرد و سـخـن هـا را يـكى كرد، ... فراز بعدى زيارت نيز در
راستاى انـسـجـام اسـلامـى اسـت . مـى دانـيـم امـروزه اغـلب مـسـلمـانـان دنـيـا
بـه اهل بيت رسول اللّه (ص ) علاقه اى خاص دارند و هر چند كه ممكن است بسيارى به
امامت اين بـزرگـواران اعـتقاد نداشته باشند اما آنان را دوست مى دارند و دست كم
اين است كه دشمن آن عـزيـزان نـيـسـتند. اين است كه ما هم وظيفه داريم تمامى اين
علاقه مندان را دوست داشته باشيم .
4. نياز امروز جوامع اسلامى : آدمى وقتى مسلمان كشى هايى را كه امروزه (1386 ـ
1384) در عـراق رخ مـى دهـد مـى بـيـنـد، بـرايـش ايـن سؤ ال پيش مى آيد كه چرا
برخى به جاى صدور حكم قتل برخى از فرقه هاى مسلمان ، نمى آيند از مراكز علمى آن ،
دعوت به گفت و گـو كـنند. شايد آن ها را از اشتباه نجات دهند يا اين كه خود از
اشتباه در آيند. راستى را كـه چـه قدر زشت است برخى از اين افراد خلاف حكم صريح
پيامبر اعظم (ص ) مبنى بر در امان بودن جان و مال هر كسى كه لا اله الا الله بگويد،
يـكباره حكم به قتل دسته جمعى بخشى از امت اسلام مى دهند و گمان مى كنند با ايـن
كـارهـا قـلب پـيـامـبـر خـدا(ص ) را شـاد مـى كـنـنـد. حـال آن كه خود را در جهنم
جاودان مى سازند. پيامبر اعظم (ص ) كه مظهر مهر و محبت الهى بود، هر گاه براى نبرد
با مشركان بت پرست سپاهى اعزام مى كرد به آنان آموخت :
خـيـانـت نـكنيد، كسى را گوش و بينى نبريد، پيمان شكنى نكنيد، پيرمرد از كار افتاده
را به قتل نرسانيد، زنان و كودكان را نكشيد، درختى را قطع نكنيد مگر آنكه ناچار به
قطع آن گرديد... .
اكـنـون بـرخـى كـه ادعـاى عـشق به رسول مكرم اسلام را دارند، به حيله ، بمب به
مراسم عـزادارى سبط رسول اللّه (ص ) مى برند و مردم بى گناه را از زن و مرد و كودك
و پير به شكل فجيعى به قتل مى رسانند و انتظار پاداش الهى را نيز دارند! اين گونه
حوادث نشان مى دهد كه عده اى از مسلمانان تـا چـه حـد از شـنـاخـت رفـتـارهـاى
پيامبر اعظم (ص ) دور شده اند. آنان با چنين كارهايى آبـروى اسـلام را بـر بـاد مـى
دهـنـد و نـيـاز امـروز جـوامـع اسـلامـى بـه انسجام را براى اهل عقل و انديشه
ناخواسته با صد زبان اعلام مى كنند.
5 . فـوايـد بـسـيـار: فـوايـد انـسـجـام اسـلامـى تـا بـدان حـد بـالاسـت كـه هـر
عقل سليمى بدان تن مى دهد. در اين باره ، گفتنى است :
1 ـ 5 . شرط اصلى اعلاى كلمه اسلام : اگر بخواهيم اسلام اوج گيرد، لازم است مسلمين
با هم صفاى دل و اتحاد داشته باشند. به تعبير مقام معظم رهبرى :
امـروز، اتـحـاد مـسـلمـيـن و صـفاى دل برادران مسلمان با يكديگر، شرط اصلى اعلاى
كلمه اسلام است . (5/7/1368)
2 ـ 5 . راز عـظـمـت مـسـلمـانـان : مـسـلمانان صدر اسلام اگر توانستند در مدتى
كوتاه به ابـرقـدرتـى در جـهـان آن روز تبديل شوند در سايه وحدت بود. در اين باره ،
مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
راز عظمت مسلمانان ، پيوند و اتحاد آنان با يكديگر است ، و خيانتى كه استعمار به
اسلام كرد، اين بود كه به يكپارچگى و وحدت مسلمانها ضربه زد. (31/3/1368)
3 ـ 5 . احـسـاس قدرت : انسجام اسلامى به آدمى و به جامعه اسلامى احساس قدرت مى دهد
احـسـاسـى كـه بـرآمـده از واقـعـيـت هم هست ، اما تفرقه احساس پوچ بودن پديد مى
آورد و روحـيـه پـيـشـرفـت را از فـرد و جـامـعـه سـلب مـى كـند. در اين باره ،
مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
اوليـن اثـر اتـحـاد اين است كه انسان احساس قدرت مى كند. اولين اثر تفرق اين است
كه باطن انسان را تهى مى كند، و تذهب ريحكم ، طراوت و نشاط يك انسان و يك ملت را از
آنها مى گيرد. (25/9/1380)
4 ـ 5 . راز حـل تـمـام مـشـكـلات : در سـايه وحدت كلمه است كه مى توان بر تمام
مشكلات فائق آمد. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
قـوت شـما به خاطر ايمان و اتحادتان است ، چون به خدا مؤ منيد و اتحاد كلمه داريد.
اين اتـحـاد كـلمـه را حـفـظ و ايـن ايـمـان را روزبـه روز در خـودتـان قـوى
كـنـيـد. ايـن ، راز حل تمام مشكلات است . (8/6/1368)
چگونگى شكل گيرى انسجام اسلامى
بـراى شـكـل گـيـرى و تـقويت انسجام اسلامى ، علاوه بر آن چه در مبحث مشابه اتحاد
ملى گذشت ، روش هاى زير نيز پيشنهاد مى شوند:
1. شناخت توطئه دشمن : در بسيارى از تلاش هاى موذيانه اى كه براى تضعيف وحدت در
جـهـان اسـلام صورت مى گيرد با اندكى دقت مى توان دست دشمن را ديد و فريب نخورد. در
واقـع بـايـد دانـسـت دو مـانـع اسـاسى در مسير انسجام اسلامى وجود دارد؛ نخست
توطئه دشـمـنـان اسـلام و ديـگرى كج سليقگى و بدفهمى برخى مسلمين . در اين باره ،
مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
مـا كـه مـسـلمـان هـسـتـيـم ، بـايـد حـواسـمـان جـمـع بـاشـد. مـا بـايـد
بـفـهـمـيـم كـه پول نفت فلان كشورى كه به نوكرى امريكا و غرب ، در ميان ملتهاى
مسلمان شناخته شده و روسـيـاه است و به استكبار وابستگى دارد، اگر صرف انتشار كتابى
در رد تشيع شد، مـحـض رضـاى خـدا و عـلاقـه بـه تـسـنـن نـيـسـت و غـرض خـبـيـثـى
را دنـبـال مـى كـنـد. عـكـس قـضـيـه هـم صـادق اسـت . اگـر ديـديـم عـوامـلى در
جـامـعه شيعى ، مـشـغـول تـحـريـك و بـرانـگـيـخـتـن حـسـاسـيـت نـسـبـت بـه
بـرادران اهل سنت يا مقدسات آنها هستند، اگر حمل بر كج سليقگى و بد فهمى نكنيم ،
بايد بدانيم كـه قـطـعـا دسـت دشـمـن اسـت . دشـمـن ، از كـجـى سـليـقه نيز بيشترين
استفاده را مى كند. (5/7/1368)
2. جـديـت در بـرگـزارى مـراسـم هـفـتـه وحـدت : شـيـعـيـان مـيـلاد رسـول اللّه (ص
) را در 17 و اهـل سـنـت در 12 ربـيـع الاول مـى دانـنـد. سـال هـاسـت كـه فـاصـله
ايـن ايام به عنوان هفته وحدت توسط جمهورى اسلامى ايران گرامى داشته مى شود. اين
گراميداشت را بايد با جديت بيش ترى و در حد امـكـان با گستردگى افزون ترى در پهنه
جهان اسلام برگزار كرد. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
تـوصـيـه مى كنم هفته وحدت را ... هم دستگاهها و هم مردم و بخصوص علماى شيعه و سنى
در داخـل و خـارج از كـشـور، بـا جـديـت برگزار كنند و نشانه وحدت و برادرى قرار
دهند. (5/7/1368)
3. تـشـكـيل شوراى عالى علماى مسلمان : به نظر مى رسد اگر سازمان كنفرانس اسلامى ،
شورايى از برجسته ترين علماى جهان اسلام ايجاد كند مى تواند در كاهش اختلافات جهان
اسلام مؤ ثر باشد. در اين باره ، گفتنى است كه شوراى ياد شده مى تواند به شكايات
فـرق از تـهـمـت هـاى برخى فرقه هاى ديگر به خود رسيدگى كند و حكم نهايى را به طور
رسمى اعلام و تبليغ كند.
4. تـدويـن مـنشور انسجام اسلامى : عالمان مسلمان در نقاط مختلف جهان اسلام لازم
است پيش نـويـس ايـن مـنـشـور را تـهـيـه كنند و با اعزام نمايندگان خود به همايشى
مشترك ، منشور انـسـجـام جـهـان اسـلام را تـهـيـه كـنند. در اين باره ، گفتنى است
كه لازم است فِرق مسلمان معرفى شوند تا عده اى كج انديش ، بى جهت گروهى از مسلمين
را كافر و مشرك ننامند.
5 . تـكـيـه بـر اصـول مـشـتـرك : مسلمانان جهان اگر به مشتركات خود توجه كنند در
مى يـابـنـد كـه بسى مهم تر از فروعات مورد اختلاف است . اين تدبير مقام معظم رهبرى
است كه :
مـا اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما
مـشـتـرك است ، تكيه كنيم . نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است
. (1/1/1386)
6 . تـرويـج مـذاكرات علمى : در روايات دينى ما بر مذاكرات و گفت و گوى علمى بسيار
تـاءكـيـد شـده اسـت . ايـن مـذاكـرات مـى تـواند در كاهش اختلافات و افزايش وحدت
مؤ ثر بـاشـد. بـسـيـارى از مـشـكـلاتـى كـه مـنـجـر بـه تـفـرقـه مـى گـردد از روى
جهل و ندانستن است و مذاكره علمى مى تواند گره گشاى اين امر باشد. پيامبر اعظم (ص )
فرمودند:
الْجـُلُوسُ سـَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ اءَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ
قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ اءَلْفَ مَرَّةٍ!
سـاعتى نشستن درجلسه گفت و گوى علمى در نزد خدا دوست داشتنى تر است ازدوازده هزار
بار خواندن كل قرآن !
شـيـخ مـحـمـود شـلتـوت (1893 ـ 1963 م ) عـالم بـزرگ اهـل سـنـت كـه سـالهـا رئيـس
دانـشـگـاه بـزرگ اسـلامـى الازهـر بـود، فـتـواى مـشـهـورى دال بـر جـواز پـيـروى
از فـقـه شـيـعـه اثـنـى عـشـرى صـادر كـرد و در عـمـل نـيـز تـدريـس ايـن فـقـه را
وارد بـرنـامـه هاى دانشگاه الازهر نمود، در باره جلسات مذاكرات علمى دار التقريب
چنين مى نويسد:
آرزو داشـتـم مـى توانستم از اجتماعاتى كه در دارالتقريب برپا مى شود تعريف كنم كه
در آن مـصـرى در كـنـار ايـرانـى ، لبـنانى ، عراقى ، پاكستانى و غيره قرار مى گيرد
و حـنـفـى ، مـالكـى ، شـافـعى ، حنبلى ، با امامى و زيدى دور يك ميز مى نشينند و
با ندايى تـواءم بـا دانـش و ادب ، پـاكـى و فـهـم ، برادرى و مودت ، همكارى و محبت
يكديگر را مى خوانند.
7. التـزام بـه اخـلاق ديـنـى : اخـلاق دينى ، عرصه كاهش اختلاف است . اخلاقياتى
نظير عـفـو، اغـماض ، مدارا، نرمى ، نظارت اجتماعى در قالب امر به معروف و نهى از
منكر و ... بسيار به كمك انسجام اسلامى مى آيند. به نظر مى رسد بايد روى مبانى
اخلاق اسلامى بـيـش تـر بويژه اخلاق پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم و
اميرالمؤ منين على ابن ابـى طـالب عليه السلام كه مورد قبول همه مسلمين مى باشند
مطالعه و تحقيق بيش ترى صورت داد و براى اجرايى شدن آنها بيش تر كوشيد.
8 . ارشـاد جامعه : لازم است از علماى شيعه و سنى درخواست شود مردم را نسبت به ارزش
و اهميت انسجام اسلامى راهنمايى كنند. بسيارى از آثار سوء اختلافات زمانى بروز مى
يابد كـه قـضـيـه يـك اختلاف نظر، تعصبى و حيثيتى مى شود و برخورهاى غير علمى پديد
مى آيد. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:
ما هميشه به علماى فريقين گفته ايم ، شما كه مى دانيد وحدت و اتحاد حق است ،
بنابراين بـايـد ايـن نـكـتـه را بـه مـردم خـودتـان و بـه عـوام تـفـهـيـم
كـنـيـد. البـتـه ، مـخـلصـان قبول كردند و به همان اندازه هم تاثير گذاشته اند.
(11/7/1368)
9. مـراعـات ظـرفـيت ها: پيش از اين حديثى نقل شد كه اگر ابوذر مى دانست در قلب
سلمان چـه مـى گـذرد، او را مـى كـشـت . حـال اگر اين دو بزرگوار چنان بودند از
مردم عادى چه توقعى هست ؟ همگان ظرفيت شنيدن همه مطالب را ندارند، چرا كه هر سخن
جايى و هر نكته مـكـانـى دارد. البـتـه مـى تـوان از راه تـعـليـم و تـربـيت صحيح
چنان كرد كه افراد به تـدريـج آمـادگـى لازم را بـراى دانستن آنها كسب كنند. لازم
است برخى آموزه هاى دينى كه اعلان عمومى آنها ممكن است تنش ايجاد كند، طبقه بندى
محرمانه ، و حتى خيلى محرمانه پيدا كنند. در اين باره ، امام باقر(ع ) فرمودند:
لَا تَبُثُّوا سِرَّنَا وَ لَا تُذِيعُوا اءَمْرَنَا
راز ما را پخش نكنيد و فرمان ما را آشكار نسازيد.
مخاطبان انسجام اسلامى
با چه كسانى بايد متحد شد؟ مخاطبان انسجام اسلامى عبارت اند از:
1. حـزب الله : بـه طـور كلى ، عضو حزب الله ، كسى است كه ولايت و سرپرستى خدا،
رسـول و مـؤ مـنـان را پـذيـرا مـى شـود. حـزب الله پيروز است و شايسته انسجام
اسلامى بـاشـد. امروزه ، هر مسلمانى كه رهبرى ولى فقيه را بپذيرد، از مصاديق حزب
الله است . در اين باره ، خداى بزرگ چنين مى فرمايد:
وَمَن يتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ
الْغَالِبُونَ (مائده :56)
و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده اند ولىّ خود بداند [پيروز است
، چرا كه ] حزب خدا همان پيروزمندانند.
2. مـسـتـضـعـفـيـن : اسـلام بـراى ايـن قـشـر كـه اكـثـريـت مـردم روى زمـيـن را
تـشـكيل مى دهند، اهميت فراوانى قائل است ، چنان كه قرآن مجيد اجازه مى دهد
مسلمانان براى نـجـات مـستضعفين از چنگال ستمگران نبرد كنند. امروزه ، اغلب مسلمين
جهان مصداق اين عنوان هستند.
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ
الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ... . (نساء: 75)
و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات ] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى جنگيد؟
...
3. مـردم : مـردم در روايـات از ارج و قـرب خـاصى برخوردارند. روايات بسيارى هست كه
دوست داشتن مردم را توجيه مى كند. توده مردم جهان حتى محرومانى كه مسلمان هم نيستند
مى توانند در اين مصداق داخل شوند. در اين باره ، پيامبر اعظم (ص ) فرمودند:
تَحَبّب الى الناس يُحبّوك
به مردم اظهار علاقه كن تا تو را دوست داشته باشند.
بى گمان با گروه هاى زير امكان انسجام وجود ندارد و بايد با آنها مبارزه كرد:
1. گـمراهگران : اينان كسانى اند كه مردم را از راه خدا منحرف مى سازند و بذر فساد
را در جـامـعـه بـشرى مى پراكنند. با اينان نبايد متحد شد. از مصاديق برجسته اين
عنوان مى تـوان بـه صـاحبان رسانه هاى انحراف آفرين ، نويسندگان و روشنفكرنمايان
وابسته به دشمنان اسلام اشاره كرد. خداى بزرگ مى فرمايد:
... وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدا (كهف : 51)
... و من آن نيستم كه گمراهگران را همكار خود بگيرم .
2. كـفار و منافقين : كفار و منافقين كسانى نيستند كه بتوان با آنها متحد شد.
مصاديق كفار معلوم است ، اما منافقين ، كافرانى اند كه ظاهر اسلامى دارند. اين
فرمان خداى بزرگ است كه :
يا اءَيهَا النَّبِى جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيهِمْ
.... (توبه : 73)
اى پيامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير.
3. سـتـمـگـران : هـدف اسـاسـى اسـلام تـرويج عدالت اجتماعى و انفرادى است . از اين
رو، اسـلام مـيـانـه اى بـا جماعت ظالم و ستمكار ندارد و كوچك ترين پيوند با آنان
را نفى مى كـنـد. امـروزه ، سـران بـرخـى سـازمـانـهـاى تـروريـسـتـى بـه دليل
كشتار بى گناهان مى توانند در اين رديف قرار گيرند.
وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ .... (هود: 113)
و به كسانى كه ستم كرده اند متمايل مشويد كه [آتش دوزخ ] به شما مى رسد!
نتيجه گيرى
از آنچه گفته شد مى توان چنين نتيجه گرفت :
اتـحـاد مـلى و انـسـجـام اسـلامـى ، گوهر گرانبهايى است كه بايد آن را قدر دانست
تا بتوان اسلام و جامعه اسلامى را بر صدر نشاند.
از هـر فرصت و موقعيت مناسبى بايد بهره گرفت تا روحيه وحدت را در جامعه اسلامى و
ايرانى تقويت كرد.
پيشنهادها
در راستاى تحقق نتايج بالا، علاوه بر آنچه در متن آمد، پيشنهاد مى گردد:
جـزوه مـخـتصرى حاوى فتاواى علماى بزرگ شيعه و سنى در باره لزوم انسجام اسلامى جمع
آورى شود تا همگان بدانند كه اغلب عالمان بزرگ همه مذاهب اسلامى طرفدار انسجام
اسلامى بوده اند.
نمايشگاه سيارى به زبان هاى مختلف در باب وحدت تهيه شود و به صورت دوره اى در
شهرهاى مهم جهان اسلام به نمايش عمومى گذاشته شود. در اين نمايشگاه مى توان از
آيـات و روايـات مـرتـبـط در كـنـار فـتـاواى عـالمـان بـزرگ مـسـلمـان يـاد كرد و
همراه با تـصـاويـرى از آثـار تـفرقه در جهان اسلام در معرض ديد عموم گذاشت . بعد
تخصصى تر آن را در باب اتحاد ملى مى توان در سطح شهرهاى كشورمان به نمايش گذاشت .
در ايـام هـفته وحدت با كمك بسيج ، آموزش و پرورش و آموزش عالى ، نهضت سخنرانى به
راه انداخت و سخنرانى هاى زيبايى در باب لزوم اتحاد ملى و انسجام اسلامى و پاسخ به
شبهات مطرح به راه انداخت .
مـسـابـقـاتى در سطح داخلى و بين المللى در رشته هاى مختلف مقاله نويسى و هنرى در
باب لزوم اتحاد به راه انداخت .