رويكرد و الزامات اتحاد و انسجام/علي مرادزاده
وحدت و اتحاد سنگ بناي قوام
جوامع است، اتحاد و همگرايي در هر جامعه به تناسب افكار و ايدهها نيازمند
تابلوها و الگوهايي ميباشد تا پيوند وثيق و عميق و پايداري را بين اركان
نظام و آحاد جامعه برقرار سازد، اين الگوها به هر ميزان دروني و معنوي
باشند روابط استوارتري را پايهگذاري خواهند كرد. در اين راستا آئين
حياتبخش اسلام كه بيش از هر مكتبي به صلاح و سعادت انسان ميانديشد.
راهبردهاي سازندهتري براي تحقق اتحاد و همگرايي همه جانبه جوامع بشري عرضه
داشته، لكن مهمتر آنست كه تا چه حد انسانها به اين راهبردها و الگوها تمسك
بجويند و آنها را محور ارتباطات خود قرار دهند.
الگوي اتحاد اسلامي، پيمان برادري و اخوت بين مسلمين است كه رسول رحمت در
نخستين شرايط استقرار در مدينة النبي تشريع نمودند و آيه قرآني«انما
المؤمنون اخوه» بر رابطه برادري مسلمانان و مؤمنان با يكديگر تصريح دارد.
اخوت ايماني و رابطه معنوي و اعتقادي بهترين راهبرد اتحاد ملي و انسجام بين
مسلمانان جهان است.
اركان برادري اسلامي
جامعه آرماني و الگوي برتر داراي مؤلفههايي است كه در سال جاري بيش از هر
زماني نيازمند توجه، تدبر و تحقق است كه در اين فرصت به برخي از آنها اشاره
ميرود:
1-همسويي و همگرايي: پيروان مكتب رهايي بخش اسلام در ارتباط با يكديگر از
تعاملي سازنده و روندي مشترك برخوردارند اين تعامل بيش از هر عاملي از
ايمان و برادري آنها سرچشمه گرفته و از دلبستگي روحي و همگرايي معنويي
حكايت دارد كه از هر عامل ديگري براي اجتماع محكمتر است. در واقع خداوند
دلهاي مؤمنان را بيكديگر نزديك و توطئههاي دشمن را نقش بر آب ميكند.
2- مؤلفههاي ايمان مشترك: تا ايمان واقعي به خدا، پيامبر، قرآن و عترت و
قيامت در دل انسانها شكل نگيرد سيماي جامعه بشري از برادري، برابري، دوستي
و محبت نصيبي نخواهد ديد، ايمان، مايه وحدت است و بيايماني خاستگاه
پراكندگي و تفرقه ميباشد، مسلمانان در جهان تنش آميز و پرمخاطره نيازمند
تحكيم ريشههاي ايمان مشترك در زندگي فردي و اجتماعي خود هستند و هويت و
ماهيت واقعي آنها را ايمانشان تشكيل ميدهد و دشمنان بيش از هر چيز براي
تخريب ايمانشان سرمايهگذاري ميكنند، ايمان در صورتي ميتواند محور برادري
و سعادت انسانها باشد كه با هيچيك از ايدههاي الحادي و بشري، التقاط و
آلودگي پيدا نكند.
3- دوستي و مهرورزي: مسلمانان و مؤمنين رحماء بينهم و اشداء علي الكفار
هستند، بنا به فرموده امام صادق(ع): لازمه مهرورزي، دوستي و مواسات در ميان
اهل ايمان است. از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن، دوستي درون و مواسات مالي و
اقتصادي با يكديگر است.
برادري ايماني طلب ميكند كه مؤمنان همديگر را دوست داشته باشند، به يكديگر
عشق بورزند، در شادي و غم يكديگر سهيم باشند و هيچ گاه دل به دوستي دشمنان
نبندند.
4- انسجام و اتحاد
مؤمن برادر مؤمن است، مانند پيكري واحد كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد،
ديگر اعضاي آن نيز دردمند ميگردد. جامعه ايماني در عين كثرت، از وحدت و
انسجام ويژهاي برخودار است، انسانها براي زندگي در يك جامعه و جهان سرزنده
بايد داراي پيوند و اتحاد دروني و معنوي باشند، در اين صورت است كه هيچ
عاملي حتي دشمنان نيرومند نيز نميتوانند در صفوف فشرده آنها رخنه كنند و
موجبات ضعف و انحطاط آنها را فراهم سازند.
5- پيروي از رهبري: مؤمنان و مسلمانان در صورتي ميتوانند در صلح و آرامش و
برادري بسر ببرند كه امور اجتماعي و سياسي آنها را رهبري هوشمند و بيدار و
عاري از تعلقات نفساني و مادي مديريت كند، رهبري و ولايت ديني محور اتحاد
مسلمانان ميباشد و ديدهباني است كه از توطئههاي آشكار و پنهان دشمنان در
داخل و خارج از حوزه نفوذ مسلمانان اطلاع يابد و بنحو شايسته آنها را ناكام
گذارد. بهترين مدل و الگوي عيني اين رويكرد سربلندي جمهوري اسلامي ايران در
لواي رهبري امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري است.
6- حسن معاشرت: اسلام براي استحكام پيوند برادري مسلمانان به هر آنچه
همگرايي اجتماعي را حرارت ميبخشد و مودت و محبت را افزايش ميدهد، سفارش
كرده است از قبيل خوشرويي، خوشگماني، حرمتگذاري، دگردوستي، حفظ حقوق
متقابل، سلام كردن، دست دادن و…
7- صلح و آشتي: آرامش و صلح در بهبود روابط اجتماعي نقش بسزايي دارد چرا كه
كدورتها را ميزدايد، دشمنيها را دور ميكند و در عوض، دوستي و محبت را به
ارمغان ميآورد. بايد اختلافات را كنار زده اهتمام جدي خود را براي آشتي
برقرار كردن پس از قهر و كدورت بخرج دهند.
8- ديدار و ملاقات پي در پي: ملاقات و ديدار برادران ايماني از همديگر از
ديگر راهها و شيوههاي تحكيم پيوند برادري و اخوت در جامعه ديني است، اين
ديدارها فرصت ارزندهاي براي افشاندن بذر دوستي و محبت در دلهاست. امام
صادق(ع) ميفرمايد: همديگر را ملاقات كنيد كه ديدار و ملاقات، دلهايتان را
زنده ميكند و احاديث ما را به ياد شما ميآورد و احاديث ما شما را با
همديگر نرم و مهربان ميسازد. اين ديدارها مصاديق و راههاي گوناگوني دارد
نظير: صله رحم، ديدار دوستانه، عيادت بيماران، بدرقه مسافر و مهمان،
استقبال از برادران تازه وارد و…
9- ناديده گرفتن كدورتها و برخوردها: غفلت و تغافل امري ناپسند است لكن
براي حفظ برادري و تحكيم ارتباطات ايماني مسلمانان تغافل و ناديده انگاري
كدورتها امري پسنديده و ارزشمند است، راههاي عملي براي حسن همزيستي و
استواري پيوند برادري و اتحاد مسلمانان در پيش بگيرند، دعاي خير در حق
ديگران، مشورت و رايزني، برآوردن نيازمنديهاي برادران ايماني، شاد كردن
همديگر، گشاده دستي و سخاوت، نامه نگاري به يكديگر و… در استوارسازي روابط
اجتماعي و تحكيم پيوند برادري نقش بنيادي و اساسي دارد.
10- اهتمام به حل مشكلات و چالشهاي بزرگ مسلمين اعم از سياسي، فرهنگي،
اقتصادي و اجتماعي آن.
11- دفاع از كيان اسلام.
12- همگرايي و تعامل نخبگان، علماء و انديشمندان اسلامي با يكديگر.
سرمايههاي اجتماعي وحدت گرايان
هر رويكردي نيازمند سرمايههايي است مسلمانان براي گفتمان اتحاد و انسجام
به مفاهيم بلندي چون اعتماد، همكاري و همياري آحاد مسلمانان با يكديگر
احتياج دارند، ساخت سرمايه اجتماعي از عوامل متعددي تأثير ميپذيرد كه برخي
از آنها عبارتند از:
1-عوامل نهادي: تقويت كردن قوانين، عادات و رسوم سازنده، عرف و… كه بنوعي
پيوند دهنده و گردآورنده اجتماعاتي از ملتها و پيروان آئينهاي مختلف ميباشد
و پرهيز از استحاله و ترويج مظاهر فرهنگ بيگانه.
2- عوامل خودجوش: شامل هنجارهايي كه به جاي قانون، از كنشها و ارتباطات و
تعاملات متقابل انحضاء يك ملت بوجود ميآيند.
3- عوامل بيروني: شامل مؤلفههاي فرهنگي ريشهدار در بين مردم، دين و مذهب،
جهانبيني و ايدئولوژي و… كه از يكسو ميتواند محور اتحاد و همگرايي يك ملت
باشد و از سوي ديگر وجه مشترك و عامل وحدت بخشي تمامي انسانها در سراسر
جهان ميباشد.
4- عوامل طبيعي: شامل روابط خويشاوندي و همبستگيهاي قومي و نژادي و زباني
كه پيوندهاي وثيق و پايداري را به ارمغان ميآورد.
موضوع سرمايههاي اجتماعي در سالهاي اخير در سطح جهاني ارزش و اهميت بالايي
يافته و بويژه حكومتها در سنجش ميزان مقبوليت و مشروعيت خود به ميزان
اعتماد و اطمينان مردم به حكومت در كنار ساير مؤلفهها توجه ميكنند، از
سوي ديگر بالا بودن ضريب فرهنگسازي و محوريت يافتن سرمايههاي اجتماعي در
كشورهاي مختلف ميتواند حاكي از ثبات اجتماعي و استقرار هنجارهاي رفتاري
مبتني بر تشريك مساعي و آئين مشترك باشد همچنان كه پائين بودن آن از
گسيختگي اجتماعي و شرايط بحران آفرين حكايت دارد.
ابعاد و زواياي انسجام و اتحاد
گرايشها و تمايلات انسجامي و اتحادي هم در سطح نخبگان و رهبران اجتماعي و
سياسي و هم در سطح آحاد جامعه يكي از پشتوانههاي اتحاد و انسجام ميباشد و
در جامعه ايران از ريشه و عمق قابل توجهي برخوردار است. در اين مقوله در
سالهاي گذشته نظرسنجيها و پژوهشهاي ميداني بعمل آمده است كه برخي از
نتايج آنها حاكي از حساسيت چهار نوع انسجام اجتماعي ميباشد.
1-انسجام رابطهاي: به معني بالا بودن و تحكيم روابط دوستي و حمايتي در
لايهها و سطوح اجتماعي كشور است، در جامعه ايران روابط حمايتي و همدردي در
شرايط سخت ايرانيان، بيش از فراواني روابط دوستي بين آنهاست و در اين عرصه
بايد فرهنگسازي بيشتري صورت پذيرد تا از شكافها و اختلافات احتمالي
پيشگيري شود.
2- انسجام هنجاري: اين مقوله به معناي توافق جمعي بر روي حداقل چهار هنجار
مهم ميباشد، شامل هنجار كارايي در حوزه اقتصاد، هنجار صداقت و سلامت در
حوزه فرهنگ، هنجار وفاداري ملي و تعهد ديني در حوزه اجتماع، هنجار مسئوليت
نسبت به قانون اساسي و قوانين مسلم كه يا به حكم شريعت و يا بحكم وفاق
اجتماعي لازم الاجرا شدهاند در حوزه سياسي است. در ايران هر چهار نوع
هنجار در حد قابل قبولي ارزيابي شده است اما گزينههاي اين پيمايش نشان ميدهد
كه بايد تلاش و فرهنگ سازي بيشتري در اين عرصهها نيز صورت پذيرد.
3- انسجام انگيزشي: برخورداري از منابع انگيزشي و سازگاري مطلوب ميان منابع
موجود را طلب ميكند، منابع انگيزشي افراد را به تعامل با يكديگر برميانگيزاند،
منابع گفتماني، منابع گفتگويي، منابع شهروندي، در ميان لايههاي اجتماعي را
شامل ميشود، در جامعه ما هماهنگي و همسويي قابل قبولي در ميان منابع
انگيزشي وجود دارد اما تكثر اين گونه منابع نيازمند تلاش مضاعفي است.
4- انسجام عاطفي: به معناي وابستگيهاي عاطفي و عموميت يافتن آن در بين
آحاد جامعه است. دلبستگي و احساس تعلق بين اقوام، سازمانها، مذاهب و
خانوادهها مورد نظر ميباشد. هموطنان، همنوعان، هم كيشان بايد دلسوزي و
همگرايي دروني مطلوب را نسبت به يكديگر دارا باشند اين گونه وابستگيها و
دلبستگيهاي عاطفي در جامعه ايران بالا و مطلوب ميباشد لكن آن را در سطح
جهان اسلام بايد گسترش و تعميق بخشيد، احساس دغدغه نسبت به كشتار و آوارگي
مسلمانان فلسطين و لبنان و عراق و افغانستان و ساير نقاط جهان بايد در
تمامي مسلمانان بيدار جهان تقويت شود تا منجر به حركت و حمايت آنان گردد و
اوضاع مسلمين را بهبود و توطئههاي دشمنان را خنثي سازند.
آفات و آسيبهاي اتحاد و
انسجام
بدون شك هر مقولهاي داراي آسيبها و عوارضي است كه ادامه روند آن را دچار
چالشها و مشكلاتي ميسازد لكن آنچه استواري و تداوم حركت ملتها را ضمانت
ميبخشد تلاش پيروان براي رفع موانع و شناسايي آسيبهاست كه در اين نوشتار
به اختصار به برخي از آنها اشاره ميشود:
1-التقاط و انحراف اعتقادي: در مباحث قبلي، ايمان از اركان برادري و اتحاد
شمرده شد در اينجا بايد بيايماني و انحراف عقيده و التقاط و گرايش پيروان
به مكاتبمادي وغيرالهي در بسترزمان را از عوامل تفرقه وانحطاط دانست.
2- ناآگاهي و فقدان بصيرت و هوشمندي: فقدان بصيرت بتدريج سبب نفوذ دشمن و
ايجاد تفرقه و فروپاشي جوامع ميباشد و از آسيبهاي عمده در مسير اتحاد و
انسجام بشمار ميرود.
3- خودبيني: خود برتر بيني و روحيه عجب ناشي از ناداني و سفاهت است كه از
مهمترين عوامل ايجاد تفرقه و سست كننده انسجام اجتماعي بشمار ميرود.
4- قهر و جدايي: پيوندهاي ديني و قومي و دوستيهاي ديرينه با كمترين قهر و
جدايي زايل ميشود و انشقاق اجتماعي بوجود ميآيد، پيامبر اكرم(ص) ميفرمايند:
پيوندها را قطع نكنيد، از هم رو بر متابيد،كينه هم را به دل نگيريد و به
همديگر حسادت نورزيد و بندگان خدا را برادر باشيد.
5- گوشهگيري و اجتماع گريزي: مؤمن دوست گرا و پيوند پذير است. مسلمانان
بيش از پيروان ساير مكاتب بايد پيوندهاي خود را با يكديگر تحكيم ببخشند و
در جهان كنون گوشهگيري را بر خود ممنوع سازند. و احساس مسئوليت كنند.
6- خيانت و فريب: خيانت برخي از آحاد جامعه اركان جامعه را متزلزل و پاي
دشمن را به صفوف مسلمين باز ميكند. در بين اهل ايمان خيانت و فريب معنا
ندارد.
7- تحريك و شيطنتهاي دشمن: يكي از عوامل تضعيف همگرايي و اتحاد و برادري
بين مسلمانان جهان توطئههاي آشكار و پنهان دشمنان است، مسلمانان و آحاد
جامعه بايد بيش از هر چيز در شناخت طرفندهاي بيگانه بكوشند و اتحاد و
انسجام خود را عمق و گسترش بخشند.
8- اشتباه در تحليلها: برخي از گروهها، مذاهب و قوميتها براساس تحليلهايي
كه مبناي صحيحي ندارند و يا از سوي دشمن القاء شدهاند ساز مخالف را در بين
هم كيشان و هموطنان خود مينوازند و زمينههاي انحطاط جوامع اسلامي را
دنبال ميكنند.
9- منفعت طلبيها، قدرت طلبي، شهرت طلبي و در يك كلام پيروي از هواي نفس
است كه برخي از گروهها و نخبگان را حتي به بيراهه ميكشاند و رو در روي ملت
و مكتب خود قرار ميهد.
10- غرور و غفلت: مسلمين پس از پيروزي در هر برهه تاريخي نبايد دچار غرور
شوند و از دسيسههاي دشمنان در داخل و خارج غفلت نمايند. چه در صورت گرفتار
شدن به اين مهلكه پيروزي آنان ديري نميپايد كه به شكست و تفرقه تبديل
خواهد شد.
ماهنامه هدايت / سال هفتم / شماره 69/ فروردين و ارديبهشت 86 9/3/86